ديگرى امكانپذير نيست .
ص 113 س 14 : حركت در مقوله جوهر ممكن نيست به سبب آنكه جوهر ذاتى جسم است . . .
استدلال مصنّف صحيح نيست ، زيرا مقصود از وقوع حركت در مقوله ، حركت در ماهيت و ذات آن نيست ، بلكه حركت در وجود و هويّت آن است ، كه از حدود آن ، ماهيت انتزاع مىشود ، چنان كه صدر المتألّهين دربارهء تجدد ذاتى جسم گفته است : « كلّ جسم امر متجدّد الوجود سيّال الهوية و إن كان ثابت الماهية » .
( اسفار ، ج 3 ، ص 62 )
ص 135 س 6 : امّا وقوع حركت در ساير مقولات عرضى . . .
مقصود ، مقولههاى : متى ، جده ، اضافه ، فعل و انفعال است ، بنابر حركت جوهرى ، همه مقولههاى عرضى به تبع جوهر داراى حركت مىباشند ، و حركت واقع در چهار مقوله : كم ، كيف ، اين و وضع از قبيل حركت در حركت است ، قسم اوّل را حركات اوّلى ، و قسم دوّم را حركات ثانوى گويند . ( بداية الحكمة ، مرحله 10 ، فصل 11 )
ص 145 س 20 : چه حاضر شدن مجرّد نزد مادى لازم دارد متخصّص شده مجرّد را . . .
اصولا حضور ، با مادّيت قابل جمع نيست . بنابراين بر فرض اينكه صورت علمى صفات و احكام ماده را بدست آورد . حضور تحقّق نخواهد پذيرفت و در نتيجه علم حاصل نمىگردد ، مصنّف خود در ص 149 س 10 به اين مطلب اشاره نموده است : « بخلاف شيء مادى كه . . . »
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٧٠٦