عرض ( كيف استعدادى ) ، جسم طبيعى نيز جوهر است ، و جسم تعليمى عرض ( كميت ) .
ص 74 س 20 : و اقسام ديگر نيز اعتبار شده است .
مقصود دو قسم ديگر است كه عبارتند از :
1 - كيفيّات مختص به كميّات ، مانند استواء و انحناء كه عارض بر خط مىباشند ، و شكلهاى مختلف كه عارض بر سطح يا حجم مىباشند .
2 - كيفيّات استعدادى كه در اصطلاح مشهور حكما عبارتند از : استعداد شديد براى قبول و انفعال ، مانند نرمى كه آن را « لا قوّه » نيز گويند ، و استعداد شديد براى عدم انفعال مانند صلابت و سختى كه آن را « قوّه » نيز نامند ، ولى برخى از محقّقان بر آنند كه مطلق استعداد قائم به مادّه از قبيل كيف استعدادى است . ( بداية الحكمة ، مرحله 6 ، فصل 10 )
ص 75 س 1 : و مفهومش نسبت جسم است به زمان .
نكته قابل توجّه در مقولههاى نسبيّه اين است كه نه نفس نسبت را مقوله نامند ، و نه طرف نسبت را ، بلكه مقوله عبارت است از هيئت و چگونگى حاصل از نسبت مزبور ، مثلا مقوله « متى » خود زمان يا نسبت شيء به زمان نيست ، بلكه آن هيئتى است كه براى شيء از نسبت دادن آن به زمان حاصل مىگردد .
ص 75 س 19 : و بالجمله خصوص مفهومى در آن نسبت معتبر نباشد آن را اضافه خوانند .
مقوله اضافه ، عبارت است از : هيئتى كه حاصل مىشود از نسبت متكرّره ميان دو شيء ، مانند ابوّت كه از ملاحظه نسبت ميان پدر و فرزند حاصل مىگردد . و از احكام متضائفان ، تكافؤ در ذهن و خارج است ، يعنى تعقّل يا تحقّق يكى بدون
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 705
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٧٠٥