تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
و امّا تناسخ : هيچ‌كس از حكماى مشائين به جواز آن نرفته ، و به جدّترين ناس در ابطال تناسخ ارسطاطاليس - شكر اللّه سعيه - و اتباعش از قدماى « 1 » مشائيّه اسلامند ، و بجدترين مردم در وقوع تناسخ حكماى هند و چين و بابل ، و به زعم شيخ اشراق و اتباعش قدماى حكماى يونان و حكماى مصر و فارس جميع قائل به تناسخ‌اند در نفوس اشقيا مطلقا ، فقط على اختلاف فيما بينهم في تجويز الانتقال من نوع إلى نوع و عدمه . و بعضى قائل نيستند به جواز انتقال از بدن انسان به بدن حيوان ديگر و بعضى قائلند به جواز آن ، ليكن قائل نيستند به انتقال از حيوان به نبات و بعضى ديگر قائلند به جواز انتقال از حيوان به نبات و از نبات به جماد ، ليكن همه متّفق‌اند در قول به خلاص نفوس بالأخره از تردّد در ابدان عنصريّه ، و اتّصال به عالم افلاك يا به عالم مثال ، و اين تردّد در ابدان عنصريّه نزد اين جماعت عقوبت و عذاب و جهنّم نفوس شريره است . اين است تناسخى كه از جمله منسوبين حكمت قائلند به آن و امّا قول به دوام تردّد نفوس مطلقا در ابدان عنصريّه و عدم خلاص از آن مذهب جماعتى است كه قائل به حكمت و توحيد و به حشر و نشر و ثواب و عقاب مطلقا نيستند . و اين طايفه اردى طوايف اهل تناسخند و ما بتوفيق اللّه تعالى و فضله سابقا تقرير ادلّه بطلان تناسخ مطلقا به نحوى كرديم كه ناظر در آن را جاى شبهه نماند ان شاء اللّه العزيز .
هامش
( 1 ) ج : « ى » ندارد .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 648 | عبد الرزاق اللاهيجي