تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
و در شأن بعض العلما ، كه در كتاب مبدأ و معاد از او به بعض اهل العلم ممن لا يحازف فيما يقول تعبير شده و گفته : « و اظنه يريد الفارابي » و در آخر فرموده كه : « ولى في أكثر هذه المواضع نظر » « 1 » . و وجه نظر را چنان كه دأب اوست در شرح اشارات بيان نكرده و معلوم هم نيست به غير از محافظت بر ظواهر ، ليكن از كلام منقول از اشارات جاى نظر است و هو قوله : و لعل ذلك يفضي بهم الخير . يعنى تعلق به جرم سماوى مىكشاند مر آن نفوس را به سوى اينكه عاقبت مستعد اتصال به عقل فعال شوند و به سعادت كاملين برسند . و وجه نظر ظاهر است چه نفوس « 2 » بله ، چنان كه شيخ در موضع كثيره بيان كرده آن است كه در ايشان استعداد كمالات عقليه به حسب فطرت نباشد و شعور به كمالات حاصل نتوانند كرد ؛ پس چون تواند بود كه استعداد مذكور ايشان را در وقتى حاصل آيد ؛ و ممكن است جواب از اين نظر به اينكه نفوس ناطقه همه « 3 » به حسب فطرت نفسيّت مستعد كمالند ؛ ليكن تدبير بدن شغلى است به غايت شاغل و اكثر نفوس را بنابر ضعف استعداد با چنين شغلى ممكن نشود التفات به ذات خود و پرداختن به تجرّد « 4 » جوهر خود ، به سبب شدت انهماك و فرورفتگى در امور بدن ، و امور وارده از خارج بدن . و بعضى از نفوس را بنابر قوّت استعداد فرصتى حاصل شود كه گاهى به خود و به بالاتر از خود پردازند ، و سر از گريبان تجرد بيرون كنند ، و ادراك معانى و مفهومات مجرّده كنند و از آنجا راهى به عالم تجرد برند ، و اسباب قوت و ضعف اختلاف استعدادات امزجه مختلفه باشد كه علل معده فيضان نفوس ناطقه‌اند ، و هرگاه با زكائت و طهارت از بدن مفارقت كنند و متعلق شوند به
هامش
( 1 ) شرح اشارات : 3 / 356 - 355 . ( 2 ) ب : « نفوس » ندارد . ( 3 ) الف : « همه » ندارد . ( 4 ) ب : و .