تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
نكرده نوعى از سعادت خواهند داشت به غايت ادون از سعادت كاملين و اگر اكتساب هيأت رديّه كرده باشند با صحّت تقليد ، هرآينه مدّتى معذّب باشند . و چون هيأت عرضى است و عاقبت « 1 » زائل گردد هرآينه سعادت مذكوره ايشان را در يابد و ملحق به سعدا گردند . و اگر شرايط تقليد مرعى نشده باشد ، هرآينه اعتقاد تقليدى نفعى نتواند داشت ، هر چند سعى در كثرت اعمال تابعه كرده باشند . و مراد از مراعات شرايط تقليد آن است كه تقليد مدّعى حقيقت ، تا ثابت نشود حقيّتش به دليلى كه ممكن است ايشان را تحصل آن نكند ، بلكه پيروى جماعتى كنند كه ثابت و معلوم باشد حقيّتشان به معجزات باهره و يا به دلايل ديگر ، مانند انبياء و اوصياء و از اينجاست وجوب بعثت انبياء و نصب اوصيا ، چه اكثر ناس قاصرند از تحصيل كمال عقلى بر سبيل استقلال و كاملان نيز سيّما در بدايت احوال محتاج باشند به ارشاد انبياء و هدايت ايشان به طريق نظر و اكتساب كمالات عقليه ، پس لا بدّ است در هر زمان از « 2 » وجود شخصى كه جايز باشد تقليد او كردن ، و از اينجاست وجوب عصمت انبيا و اوصيا نيز . و شك نيست كه بيشترين اهل نجات از افراد انسان اين طبقه ، اعنى مقلّدين باشند كما ورد في الحديث : « أكثر أهل الجنّة البله » « 3 » . و طايفهء ثانيه : اعنى مقلّدين در اعتقادات باطله مخلّد باشند در عذابى و شقاوتى أدون از شقاوت أشقياى اهل ذكا . و طايفهء ثالثه : را مانند صبيان و مجانين و مانند آن ، سعادتى خواهد بود به غايت ضعيف . اما وجود سعادت بنابر بقاى نفوس ناطقه و شكّ نيست كه اصل وجود ،
هامش
( 1 ) ج : « عاقبت » ندارد . ( 2 ) ج : « از » ندارد . ( 3 ) معانى الأخبار 203 .