تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
نيز « 1 » از جمله اعتقادات حقه‌اى است كه ذات نفس متجوهر به آن شده ، پس چون اين هيأت رديّه ملائم جوهر ذات نفس نيست و موجب تكرر نيز باطل شده هرآينه زود زايل گردد و عذاب انقطاع يابد . و از آنچه گفتيم ظاهر شد كه با نقصان در جزء نظرى ، كمال جزء عملى متصوّر نيست و اعمال صالحه اگر از فاسد الاعتقادى صدور يابد از اين جهت كه از او صدور يافته اعمال صالحه نيست بلكه صورت اعمال صالحه دارد و بس ، به اين معنى كه اگر چنين اعمال از صحيح الاعتقادى صادر شود صالحه خواهد بود . و سببش آن است كه عمل صالح و خير وقتى صالح و خير تواند بود كه فاعلش اعتقاد به خيريّت و صلاح آن داشته باشد و از اين جهت اقدام به آن كند ؛ و اعتقاد به خيريت و صلاح اعمال ، سيّما به اعتبار نشأه ديگر مسبوق است به اعتقادات حقّهء كثيره كه فاسد الاعتقاد لا محاله فاقد آنهاست ، پس عمل صالح از جهت صلاح از او صادر نتواند شد . و از اين جهت است كه حق تعالى در قرآن مجيد اعمال كفّار را ضايع و باطل و هباء منثورا « 2 » گفته و از اينجا سرّ « إنّما « 3 » الأعمال بالنّيات » « 4 » از معدن نبوّت به ظهور پيوسته . اين بود « 5 » بيان حال نفوس ذكيّه به حسب كمال و نقص در قوّتين علميّه و عمليّه ، و بيان سعادت و شقاوتى كه لا حق است مر آنها را به حسب نشئهء آخرت كه حالت مفارقت از بدن است . و اما احوال نفوس ساذجهء غير ذكيّه كه ايشان را شعورى به كمال حقيقى حاصل نباشد و اكتساب شوق به كمالات عقليّه نكرده باشند ، خالى از آن نيست كه معتقدند مر اعتقادات حقّه را بر سبيل تقليد و يا معتقدند مر اعتقادات باطله را بر سبيل تقليد و يا خارجند از رتبه تقليد نيز . طايفهء اولى : اگر عمل به شرايط تقليد كرده باشند و اكتساب هيأت رديّه
هامش
( 1 ) ب : « نيز » ندارد . ( 2 ) ب ، ج : منثور . ( 3 ) ج : « إنّما » ندارد . ( 4 ) بحار الأنوار : 81 / 371 . ( 5 ) ب : « بود » ندارد .