تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠

فصل پنجم از باب چهارم از مقالهء سوّم در ذكر اختلاف ناس در حقيقت معاد

بدان كه چون وعد به ثواب و وعيد از عقاب متحقّق شده و ايصال هيچ‌كدام در دار دنيا وقوع ندارد . امّا ثواب بنابر آنكه دنيادارى است محفوف به مكاره و مملو از كدورات روحانيّه و جسمانيّه ، سيّما براى مؤمنين . و امّا عقاب بنابر آنكه اكثر كفّار و فجّار متلبسند در دار دنيا به انواع مستلذّات كه ملائمات نفوس خسيسه و طبايع سخيفه ايشان است ؛ پس اگر دارى ديگر و نشئهء آخرى نباشد مر انسان را كه ممكن شود در آن نشأه ايفاى به وعد و وعيد ، هرآينه تكليف عاطل و وعد و وعيد ، باطل گردد و اين لا محاله قبيح است عقلا و ممتنع الصدور از واجب الوجود حكيم . و چون موت واقع است ، پس واجب است عود حيات تا ممكن شود وفا به وعد و وعيد . و مراد از معاد ، عود انسان است به حيات و بعد از طريان موت ، پس معاد واجب باشد عقلا ، چنان كه مذهب قائلين به تحسين و تقبيح عقليّين است و ورود شرع نيز تأييد و تأكيد وجوب عقلى كرده . و اما نزد اشاعره وقوع معاد از جملهء سمعيّات است و عقل دلالت نكند بر