فصل سوّم از باب چهارم از مقالهء سوّم در ذكر چند مسأله كه موقوف است بر آن مسائل بحث از حقيقت معاد
مسأله اولى : در اعاده معدوم ، علما را خلاف است در جواز اعاده معدوم بعينه . اكثر متكلّمين بر جوازند و جمهور حكما و كثيرى از متكلّمين بر امتناع .
مستند مجوزين دو وجه است :
يكى : عدم دليل بر امتناع بنابر آنكه دلايل مانعين را مزيّف دانند و هر چه دليل بر امتناعش نبود جايز باشد ، على ما قاله الحكماء : « كلّ ما قرع سمعك من الغرائب ، فذره في بقعة الإمكان ما لم يذدك عنه قائم البرهان « 1 » .
دوّم : مماثلت مبدأ و معاد ، بنابر آنكه سخن در اعاده معدوم است بعينه ؛ پس جواز مبدأ مستلزم جواز معاد باشد ، لاستحالة كون الشّيء ممكنا في وقت ، ممتنعا في وقت آخر « 2 » .
و جوابش آن است كه چون سخن در اعاده معدوم است بعينه ، پس مبدأ و معاد متّحد باشند نه متماثل ، و چون متّحد باشند ، تخلّل عدم ممتنع باشد بالبديهة ، چنان كه بيايد .
هامش
( 1 ) شرح المقاصد : 5 / 83 .
( 2 ) همان مأخذ : 5 / 83 .