تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
و از حكماى اقدمين منقول است كه : إنّ في الوجود عالما مقداريّا غير عالم الحسيّ ، لا يتناهى عجايبه و لا يحصى مدنه و من جملة تلك المدن جابلقا و جابرصا و هما مدينتان عظيمتان لكلّ منهما ، ألف باب لا يحصى ما فيها من الخلايق « 1 » . و اين جماعت تصحيح معاد جسمانى به اين كنند . و بهشت و دوزخ و زمين قيامت را از موجودات عالم مثال دانند . و تجسم اعراض و تجسد اعمال در اين عالم صورت تواند بست . و جمعى از قائلين به حشر جسمانى ، روح انسانى را در مدت بعد از موت و قبل از بعثت - كه آن را برزخ گويند - واقع در اين عالم مثال دانند . و احاديثى كه اشاره به آن شد مؤيّد اين تواند بود . و تفصيل و تحقيق اين مذاهب خواهد آمد ، ان شاء اللّه العزيز . و اين عالم ، اعنى عالم مثال ، غير مثل افلاطونيّه است كه قائل است افلاطون به آن . چه مثل افلاطونيّه عبارت است از صور علميّه كليّه مجرده از مادّه و جميع غواشى ماديّه ، قائم به ذات خود نه به ذات عالم و نه به موضعى ديگر . و نزد افلاطون ، علم واجب تعالى بما سواى به آن صورت است « 2 » . و اين مذهب ثالثى است در علم واجب ، غير از علم حصولى حضورى . و موجودات عالم مثال ، صور جزئيه‌اند كه مجردند از مادّه ، نه از غواشى ماديّه . بلى عالم مثل افلاطونى شبيه است به عالم مثال از اين جهت كه اين صور خياليه قائم به ذات است ، و آن صور عقليّه قائم به ذات . و بالجمله قول به عالم مثال مخصوص اشراقيّين و متصوّفين است و در اثبات اين دعوى مستند به مكاشفه‌اند . و پوشيده نيست كه غايت كشف بر تقدير صحت ، مشاهدهء اين صور است ؛ اما حكم به اينكه اين صورت مذكوره قائمند به ذوات خود ، نه به مدركى از مدارك علويه سماويه و موجودند در خارج
هامش
( 1 ) شرح المقاصد : 3 / 372 و بحار الأنوار : 54 / 351 نقلا عنه . ( 2 ) تاريخ الفلسفة العربية الإسلامية : ص 21 .