تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
اقتدا به ايشان جايز نبود و جوابش آن است كه : خبرى كه در چنين مسائل استدلال به آن توان كرد ، بايد كه متواتر باشد يا مقبول الطرفين ، يا مقبول طرف مخالف ؛ تا حجّت تواند بود و خبر مذكور از اقسام ثلاثه نيست و همچنين است استدلال ايشان به ساير روايات آحاد كه مختصند به نقل آن ؛ سيّما كه اين جماعت وضع حديث را بنابر مصلحتى تجويز كنند ، و امام فخر در كتاب اربعين از دليل مذكور دو جواب از شيعه نقل كرده ؛ يكى منع تواتر خبر مذكور ، و دوّم احتمال آنكه بر تقدير صحت خبر ، واقع در لفظ خبر اول ، ابا بكر باشد به نصب ، به تقدير حرف ندا ، نه أبى بكر به جر و تغيير نصب به جر ، از راوى باشد ، و مراد از الّذين بعدي ، كتاب باشد و عترت ، و معنى حديث ، امر باشد به ابى بكر و عمر به اقتدا به كتاب اللّه ، و به عترت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم چنان كه در احاديث ديگر وارد شده ؛ نه اينكه « 1 » امر باشد به اصحاب به اقتداء به ابى بكر و عمر ، و بعد از آن جواب گفته از اوّل به اين طريق كه : به غايت عجيب است امر شيعه ، چه هرگاه خبرى بيابند كه موافق مطلب ايشان باشد دعوى تواتر كنند ، چون خبر غدير و خبر منزلت و هرگاه خبرى بشنوند كه مؤيد مطلب ما باشد ، گويند خبر واحد است ، و از ثانى به اين طريق كه اگر راه قدح در اعراب گشاده شود هرآينه اعتماد بر دلايل لفظيّه ، از كتاب و سنت نماند « 2 » . و جواب از اوّل آن است كه قياس خبر مذكور به خبر غدير خم و خبر منزلت نتوان كرد ، بنابر آنكه اگر منع تواتر خبرين مذكورين از روى مكابره و عناد كنند با نقلهاى بسيار كه در طرق ايشان وارد شده مر خبرين مذكورين را ، چه توان كرد به خلاف خبر مذكور كه در طريق ايشان به حدى نيست كه نسبتى به خبرين مذكورين توان كرد و در طريقهء شيعه خود اصلا منقول نشده ؛ و هيچ كس حكم به صحت آن نكرده و خبرى كه نه متواتر باشد و نه مقبول طرف مخالف ،
هامش
( 1 ) ب : اين . ( 2 ) كتاب الأربعين فصل 4 ، مسألة 39 ، ص 456 - 455 .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 579 | عبد الرزاق اللاهيجي