تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
راجع شود « 1 » به رضاى از بيعت كه در تحت شجره ، مؤمنان با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم كردند ؛ چنان كه وصف مشعر است بر آن و در آيه ثانيه راجع به مهاجرت و نصرت و تابعيت به احسان ، پس رضاى مطلق لازم نباشد . و اما در سبب نزول آيهء سوّم واحدى از عكرمه از ابن عباس در سبب نزول آن نقل كرده ، كه مردى را نخله‌اى بود كه شاخه‌اش به خانهء فقيرى ذى عيال مايل شده بود ، گاهى ميوه‌اى از آن نخله به سراى صاحب عيال مىافتاد ، و آن مرد به خانهء صاحب عيال در آمده ، ميوه را از دست كودكى كه ميوه را برداشته بود مىگرفت و گاه بود كه انگشت مىگرفت و از دهن كودك خرما بيرون مىآورد ، و صاحب عيال شكايت اين معنى نزد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم كرد رسول ؛ صاحب نخله را طلبيده ، گفت فلان نخله به من ده ؛ كه در عوض نخله در جنت به تو دهم . گفت : اين نخله بهترين نخلهاى من است و قبول نكرد و رفت مردى حاضر بود به حضرت گفت : اگر من اين نخلهء اين مرد را بستانم و به تو دهم نخلهء جنت مرا باشد ؟ فرمود آرى . پس مرد رفت و نخله مذكوره را از صاحب نخله ، به چهل نخله معاوضه نمود به حضرت داد ؛ حضرت به صاحب عيال بخشيد و اين آيه نازل شد . و مراد از اشقى در اين آيه صاحب نخله است ، و مراد از اتقى ، آنكه نخله را به چهل نخله خريده ؛ و نام او ابو الدحداح بود و از ابن زبير نقل شده كه اين آيه در شأن ابى بكر نازل شد « 2 » به سبب « 3 » مماليكى كه خريده و آزاد كرد ، و اولى اين است كه عام باشد ؛ چنان كه از ابى جعفر - عليه السلام - ، روايت شده و استدلالى كه كرده‌اند ، كه نمىتواند بود ، مگر ابى بكر . « 4 » جوابش آن است كه ، مراد از اينكه نعمت كسى نزد او نباشد ، كه جزا داده شود ، آن است كه ايتاى مال ، به محض قربت باشد ، نه به قصد جزاى نعمتى ؛ چه اين جمله
هامش
( 1 ) الف : « شود » ندارد . ( 2 ) مجمع البيان 10 / 502 - 501 . ( 3 ) ب : اينكه . ( 4 ) مجمع البيان 10 / 502 - 501 .