تَتَوَلَّوْا كَما تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً
« 1 » . يعنى بگو يا محمّد مر تخلف كنندگان را از جنگ حديبيه ، كه زود باشد كه شما دعوت كرده شويد به جنگ جماعتى و ذى شوكت و عظمت كه مقاتله كنيد با ايشان تا مسلمان شوند ، پس اگر اطاعت كنيد مستحق اجر حسن شويد ، و اگر باز تخلف كنيد مستوجب عذاب اليم گرديد . بيان استدلال آن است كه داعى در اين آيه بايد كه مفترض الطاعة باشد به دليل وعد و وعيد و طاعت او و تخلف از او ، و مراد از قوم اولي بأس ، نزد اكثر مفسرين قوم « بنى حنيفه است و قوم « مسيلمه كذّاب كه قتال با ايشان در زمان خلافت ابى بكر واقع شد و با « 2 » اهل فارس كه قتال با ايشان در خلافت عمر روى داد ؛ پس بر هر تقدير خلافت ابى بكر ثابت باشد ، چه خلافت عمر نيز مستلزم خلافت اوست ، بنابر آنكه به وصيّت ابى بكر بود و نمىتواند بود كه مراد از داعى مذكور على باشد و مراد از قوم مذكور معاويه و اتباعش ، بنابر آنكه مجموع ايشان از « 3 » اهل اسلام بودند و مراد از قوم در آيه كفّار است ، به دليل « أو يسلمون » « 4 »
و جوابش آن است كه : در « اولى بأس شديد » نزد مفسرين خلاف است ، فقيل هم هوازن حنين . عن عكرمه و سعيد بن جبير ، و قيل هم هوازن ثقيف عن قتادة و قيل هم ثقيف عن الضحاك ، و قيل هم بنو حنيف مع مسيلمة الكذاب عن الزهرى ، و قيل أهل فارس عن ابن عباس ، و قيل هم الرّوم عن الحسن و كعب ، و قيل هم أهل صفين أصحاب معاوية . و صحيح آن است كه مراد جماعتى باشند كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم در حيات خود بعد از نزول آيه با ايشان قتال كرده ، چه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بعد از اين آيه با جماعت بسيار از روى « 5 » نجدت و شدت قتال كرد و دعوت مخلفين « 6 » به آن قتال نموده مانند اهل حنين و طائف و موته
هامش
( 1 ) الفتح 48 / 16 .
( 2 ) الف ، ج : يا .
( 3 ) ب ، ج : « از » ندارد .
( 4 ) شرح المقاصد 5 / 266 .
( 5 ) ج : ذوى .
( 6 ) الف : مخالفين .