تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
و به اين تقرير مندفع است جواب مواقف و شرح مقاصد ، از اين دليل ، بمنع كون من كان كافرا ثمّ أسلم ظالما « 1 » يعنى لا نسلّم ؛ كه كافر وقتى كه مسلمان شد ظالم باشد ، چه در وقت اسلام كافر بر او صادق نيست و چون كافر بر او صادق نباشد ظالم به سبب كفر صادق نتواند بود ، و وجه دفع آن است كه صدق ظالم بر كافر در وقت كفر كافى است در استدلال ؛ و حاجت نيست به صدق در وقت اسلام نيز ؛ چه همين كه در وقت كفر ظالم باشد ، صادق است عدم نيل امامت در جميع اوقات مستقبلهء وقت ظلم . و از جمله اوقات مستقبلهء وقت ظلم ؛ زمان اسلام است ، پس هر كه « 2 » كافر باشد در وقتى ، هر چند مسلمان شود ، و اصلاح حال خود كند ، قابل امامت نتواند بود ؛ به نص آيهء كريمه . و امام فخر ، ايراد اين دليل را در كتاب « اربعين » به تقرير مذكور كرده و جواب از آن به منع عموم گفته و دليل عموم را - كه صحّت استثناست - معارضه كرده به صحت تقسيم يعنى : يصح « 3 » أن يقال الظالم لا ينال عهد الإمامة في حال كونه ظالما أو جميع الأحوال ، فلولا أنّه مفهوم مشترك بين القسمين لم يصحّ تقسيمه إليهما . و جوابش آن است كه نيل عهد ، كه مفهوم ثبوتى است قابل است مر تقسيم به حال ظلم و به جميع احوال را ؛ نه عدم نيل عهد ، كه مفهوم سلبى است ؛ چه سلب مفهوم مشترك متحقّق نشود مگر در ضمن سلب جميع افراد به خلاف ثبوت مفهوم مشترك كه جايز است تحقّقش در ضمن فرد واحد ؛ و اين دليل عام است مر ابى بكر و غير ابى بكر را . و وجوه ديگر در بيان نفى اهليّت غير ، مر امامت را طعن كردن است در هر يك از ائمه ثلاثه به مطاعن متواتره ، كه منافى امامت باشد . امّا طعن در أبى بكر .
هامش
( 1 ) شرح المقاصد 2 / 292 چاپ سنگى . ( 2 ) ب : گاه . ( 3 ) ب : يصلح .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 559 | عبد الرزاق اللاهيجي