فداى تو باد ؛ آيا تو نيستى سيّد عرب ؟ فقال : أنا سيّد العالمين و عليّ سيّد العرب « 1 » . پس هرگاه على سيّد عرب باشد ، سيّد اصحاب نيز باشد ، و چون سيّد اصحاب باشد ، افضل اصحاب باشد .
وجه هشتم : قوله صلى اللّه عليه و آله و سلم لفاطمة ، إنّ اللّه أطّلع على أهل الأرض ، فاختار منهم أباك ، فاتّخذه نبيّا ، ثمّ اطّلع ثانية ، فاختار بعلك « 2 » و ظاهر است كه برگزيدهء خدا بودن ، بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم دليل است بر افضليّت على بعد از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم .
وجه نهم : مؤاخات پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم با على - عليه السلام - چه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم ميان هر دو كس از اصحاب عقد اخوّت فرموده و خود با على - عليه السلام - مواخات نموده « 3 » و شك نيست در دلالتش بر افضليّت على - عليه السلام - .
وجه دهم : در روز خيبر ، نخست ابا بكر را فرستاد و منهزم برگشت ؛ پس عمر رفت و او نيز گريخت ؛ پس حضرت به غايت مغموم شد و فرمود : لأعطينّ الرايّة غدا رجلا يحب اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله كرّارّا غير فرّار « 4 » ؛ و هر يك از مهاجرين و انصار توقّع داشتند كه علم به او دهد حضرت ملتفت به كسى نشد ، و گفت : كجاست على - عليه السلام - گفتند : درد چشم دارد ؛ پس وى را طلبيده آب دهن مبارك به چشم وى انداخت و علم به دست وى داد و فتح شد ، به دست او . و بيان دلالتش آنكه صفت كردن پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم على را به صفات مذكوره بعد از انهزام شيخين ، صريح است كه صفات مذكوره مر شيخين را ؛ بلكه ديگرى را حاصل نيست .
هامش
( 1 ) لسان الميزان لابن حجر 6 / 39 ط حيدرآباد .
( 2 ) مناقب امير المؤمنين لابن المغازلى الواسطى مخطوط .
( 3 ) التذكرة لسبط بن الجوزى ص 24 ط الغرى .
( 4 ) الاستيعاب لابن عبد البر 2 / 420 ط حيدرآباد .