در اين باب نظم كنم حضرت اذن داد ، فقال حسان بن ثابت : يا معشر قريش اسمعوا شهادة رسول اللّه « 1 » . پس شروع به خواندن ابيات كرد و از جمله ابيات اين بيت است :
و قال له قم يا علي فانّني * رضيتك من بعدي إماما و هاديا
« 2 » يعنى خيز يا على كه رضا دادم كه تو بعد از من امام و هادى باشى .
و نيز ثعلبى و غير او از مفسرين در سبب نزول آيهء
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
« 3 » نقل كردهاند ؛ و ارباب تواريخ نيز ايراد نمودهاند و به غايت مشهور است كه حارث بن نعمان نهرى چون خبر يوم الغدير به او رسيد بر ناقهء خود سوار شده آمد نزد رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم و داخل شد به مجلس آن حضرت در وقتى كه مملوّ از صحابه بود مجلس ؛ و گفت يا محمّد ؛ تو ما را به توحيد خدا و نبوّت خود دعوت كردى و ما قبول كرديم ؛ و به نماز و صيام امر فرمودى قبول نموديم ، و به همين راضى نشدى تا آنكه بازوى پسر عم خود را گرفته بر ما تفضيل دادى ؛ آيا از پيش خود كردهاى يا از نزد خدا ؟
حضرت فرمود : كه به فرمان خدا كردم . پس حارث برگشت و گفت :
خدايا اگر محمّد راست مىگويد بر من سنگ بباران ، هنوز به راحله خود نرسيده بود كه سنگى بر سر او آمده هلاك شد ، بعد از آن آيهء مذكوره نازل شد « 4 » . پس هرگاه مراد از مولى در حديث مذكور أولى باشد ، معنى چنين مىشود : كه هر كه من أولى به اويم على أولى به اوست . و ظاهر است كه نبىّ اولى است به جميع امّت . پس على أولى باشد به جميع امّت . و مراد از امّت ما
هامش
( 1 ) في المصدر : فقام حسّان فقال : يا معشر مشيخة قريش اتبعها قولى بشهادة من رسول اللّه في الولاية ماضية ثمّ قال :
( 2 ) الغدير 1 / 232 . اول أبيات : يناديهم يوم الغدير نبيّهم / بخمّ فاسمع بالرسول مناديا . . . .
( 3 ) المعارج 70 / 1 .
( 4 ) الغدير 1 / 240 .