تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
به آن گرمى در « 1 » اثناء چنان سفرى « 2 » در چنان موضعى به جهت استماع اين حديث كه مضمونش ثابت است به مقتضاى آيهء كريمه براى جميع مؤمنين ؛ وجهى نتواند داشت . و معنى تاسع ، نيز چون معنى عاشر مفيد مطلوب است . بلكه چنان كه صاحب كتاب « نهج الإيمان » گفته ؛ معنى حقيقى مولى نيست مگر اولى ؛ و معانى ديگر نيستند مگر افراد معنى « 3 » اولى ، و در هر معنى ديگر كه اطلاق شده بنابر آن شده كه معنى اولويّت در آن موجود است ، چه ابن عم أولى است به امور ابن عم ؛ از اجانب و جار اولى است به ملاطفت « 4 » و شفقت از اباعد . و حليف أولى است به مدد و نصرت حليف خود از غير حليف و معتق اولى است به خدمت و نصرت معتق و معتق اولى است به ميراث معتق و مالك الرقّ اولى است به تدبير بنده خود . و ناصر هر كس به سبب نصرت أولى است به آن كس ، و ضامن جريره اولى است به سبب ضمان به آنچه لازم شود معتق او را ، و سيّد مطاع أولى است به طاعت از غير . پس اگر معنى ديگر در اين مقام مناسب مىبود چون معنى اول نيز محتمل است عدول به آن متعيّن مىشد ؛ بنابر آنكه حمل لفظ بر حقيقت و مجاز ، أولى است از حمل لفظ بر اشتراك . چنان كه در علم اصول مبيّن شده . فكيف ، كه معنى ديگر مناسب نيست و از اوضح دلايل بر اينكه مراد از مولى در حديث مذكور نيست مگر أولى به تصرف . و اصحاب فهم نكرده‌اند از لفظ مولى ، مگر امامت و خلافت و مزيّت و فضيلت على را بر ساير صحابه آن است كه نقل كرده ابن مردويه از أبى سعيد خدرى ، كه در روز غدير بعد از خطبه و ايراد حديث مذكور حسان بن ثابت كه شاعر حضرت بود گفت : يا رسول اللّه ، أ تأذن لي أن أقول أبياتا ، قال : قل على بركة اللّه . يعنى آيا اذن مىدهى كه بيتى چند
هامش
( 1 ) ب : و . ( 2 ) ب : و . ( 3 ) ب : معانى . ( 4 ) ب ، ج ملاصقت و شفعة .