و غير اين نتواند بود . و پوشيده نماند كه اين جواب به غايت عجيب است . چه آيهء منزلت در شأن على - عليه السلام - :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
« 1 » است ، نه آيهء پيش و پس ؛ پس « 2 » در تناسب ميان آيات چه ضرورت تواند بود . و نيز جواب گفته ، به احتمال اينكه
وَ هُمْ راكِعُونَ
حال نباشد بلكه معطوف باشد ، و مراد وصفى ديگر باشد براى مؤمنين كه در نماز ركوع مىكنند و نماز ايشان مانند نماز يهود بىركوع نيست . و ضعف اين جواب نيز بر كسى كه ادانى وقوف « 3 » بر اسلوب كلام داشته باشد پوشيده نيست .
و مانند قوله تعالى :
وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
« 4 » بيان دلالتش آن است كه حق تعالى امر كرده به بودن با صادقين و مراد از صادقين معصومين است ، چه مراد از صادق كسى تواند بود كه معلوم باشد صدق او در جميع اقوال و علم و صدق در جميع اقوال ثابت نيست مگر براى معصوم ؛ و عصمت غير على - عليه السلام - بالاجماع ثابت و معلوم نيست ، پس مراد از صادقين به غير از على - عليه السلام - نتواند بود . پس مراد على - عليه السلام - باشد ، و الّا لازم آيد عدم تحقّق ما ، صدق صادقين . و لازم آيد امر به كون با غير متحقق الوجود ، و آن لا محاله ممتنع است ، و مانند قوله تعالى :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 5 »
بيان دلالتش آن است كه مراد از اولى الأمر معصومين است چه امر به اطاعت غير معصوم « 6 » قبيح است عقلا ، پس به مقتضاى آيهء كريمه واجب است وجود معصوم در ميان امّت ، و إلّا لازم آيد امر به اطاعت غير متحقق الوجود و عصمت غير از على - عليه السلام - به اتفاق منتفى است ، پس مراد از اولى الأمر نباشد مگر على - عليه السلام - .
و امّا از سنت متواتره متفق عليها دو حديث است كه متواتر است در ميان جميع فرق از امّت محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم .
هامش
( 1 ) المائدة 5 / 61 .
( 2 ) ب ، ج : و .
( 3 ) ج : وقوفى .
( 4 ) التوبة 9 / 119 .
( 5 ) النساء 4 / 62 .
( 6 ) الف : معصومين .