تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
صلات ، به قريش مىداد ؛ و سيّد حميرى كه يكى از بلغاى شعراى عرب است رقعهء مختومى به دست ربيع حاجب داد كه به مهدى رساند . و در آن رقعه نصيحت كرده بود مهدى را به ابياتى كه مضمونش اين است كه : عطا مكن ، و صله مده ، بنى تيم « 1 » و بنى عدى را ، يعنى قبيله ابى بكر و عمر را ، كه ايشان شكر نعمت تو نخواهند كرد ، چه ايشان شكر نعمت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم نكردند و منع ميراث وى از دختر و پسر عمّ وى نمودند . و مخالفت وصيّت وى كرده ، تقدم بر وصىّ و خليفهء وى جستند ، و به جاى وى به ظلم و ستم نشستند . چون مهدى رقعه را خواند به وزير خود داد و فرمود كه ديگر به ايشان عطا ندهند « 2 » . و نيز جماعتى از علما و اصحاب تواريخ نقل كرده‌اند كه مأمون خليفهء عباسى علماى زمان خود از اهل سنّت و جماعت را جمع نموده به ايشان منبسط شد ، و وثوق داد و انصاف در ميان نهاد و با ايشان مناظره نمود در باب نصّ بر على بن ابى طالب به امامت و خلافت و ذكر كرد و ايراد نمود نصوص كثيره كه منقول شده بود به وى ، و اعتراف نمودند « 3 » و انصاف دادند چهل نفر علما به صحّت نصوص منقوله ؛ و به اينكه على ابن ابى طالب - عليه السلام - منصوص است به خلافت و امامت . و اين قليلى بود از حكايات بيگانگان . و امّا مناظرات آل ابى طالب و علماء شيعتهم في مجالس الملوك و الوزراء ، و مقالاتهم في النصّ من نبيّهم على علي بن أبي طالب - عليه السلام - بالخلافة ؛ فهو أمر لا يقدر الإنسان أن يحصر « 4 » تفصيله . و بالجمله غرض از نقل اين حكايات و ساير امور مذكوره در اين فصل آن است كه اگر كسى به مجرّد منقولات در كتب مخالفين و صحاح اخبار و احاديث ايشان نظر كند و نيك ملاحظه « 5 » نمايد كافى است در ثبوت حجّت و وضوح برهان ، با قطع نظر از نقل متواتر كه ثابت
هامش
( 1 ) الف : تيمم . ( 2 ) الأغانى 7 / 237 . ( 3 ) ب : « اعتراف نمودند » ندارد . ( 4 ) ب : ان يحضر . ( 5 ) الف : تأمّل .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 520 | عبد الرزاق اللاهيجي