و دليل بر وجود اين نصوص تواتر است نزد اماميّه خلفا عن سلف ؛ چه راويان و ناقلان اين نصوص از شيعه اماميّه در هر طبقه از طبقات ، و زمانى از ازمنه ، از كثرت عدد و تفرّق بلاد و عدم اجتماع با هم در مكانى از امكنه به حدى است كه عقل تجويز نكند اتفاق و تواطؤ ايشان را « 1 » بر كذب و طريق تحصيل علم ، به تحقّق اين تواتر تتبّع كتب و تصانيف علماء اماميّه است ؛ چه عدد روات و علما و مصنفين اماميّه در هر زمانى از كثرت به حدى است كه شكّ نيست در بلوغ به مرتبه تواتر و وجود علما و روات و تصانيف بر متتبع مخفى نمىتواند بود . چنان كه ، مثلا وجود شعرا و دواوين شعرا بر متتبعين اشعار پوشيده نتواند بود . و تفرّق علما و روات مذكورين در بلاد متباعده و ملاقات و صحبت با هم و عدم آن نيز معلوم است ، چنان كه در طبقه شعرا مثلا و گمان اينكه « 2 » اين كتب و تصانيف متكثّره مجعول و مختلف باشند ، مانند آن است كه جميع دواوين شعرا مجعول و مختلق باشد ، فظهر بطلان ما قاله « 3 » علماء اهل السّنة من أنّ دعوى النّص الجليّ ممّا وضعه هشام بن الحكم و نصره ابن الراوندي و أبو عليّ « 4 » كما في شرح المقاصد و غيره « 5 » ؛ چه در زمان هشام بن الحكم از علما اماميّه و ثقات اثنىعشريه معروفين مشهورين مصنفين افزون از حدّ تواتر بودند بلا شبهه همه از اصحاب ممدوحين و معدلين أبى عبد اللّه جعفر بن محمّد الصادق - عليه السلام - و از « 6 » اكثر آنها صاحب « 7 » كتب و تصانيف متواتر و متداول .
بلى مخالفين اگر نسبت اختلاق اين مذهب و اين قول به جعفر الصادق - عليه السلام - مىنمودند ، گنجايش داشت ، چه همهء آن علما و ثقات در آن زمان از اصحاب آن حضرت بودند ، و روات و ثقات و معتمدين وى و به اين نسبت
هامش
( 1 ) الف : « را » ندارد .
( 2 ) الف : آنكه .
( 3 ) ب : قال .
( 4 ) ج : عيسى .
( 5 ) شرح المقاصد 5 / 261 . و فيه : و أبو عيسى الوارق و أضرابهم .
( 6 ) الف : « از » ندارد .
( 7 ) ب ، ج : « صاحب » ندارد .