كه قائم باشد به امور امّت .
و ايضا قوله تعالى :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
« 1 » أدلّ دليلى « 2 » است بر اينكه تعيين امام كرده ؛ چه ظاهر است كه وجود امام از مقوّمات دين قويم و از اعظم مكمّلات شرع مستقيم است ، و حقّ سبحانه خبر داده به اكمال دين ، پس نتواند بود كه تعيين امام نكرده باشد . و مخالفين جواب گفتهاند : كه امور مذكوره ، مجرّد استبعادى بيش نيست و امتناعى نتواند داشت و بر صاحب ادنى فطرتى ظاهر و لايح است آثار كمال ضعف از اين جواب ، چه به ملاحظه عادات علم قطعى عادى به امور مذكوره حاصل شود و عدم آن ممتنع باشد عادتا چنانچه در تقرير دليل اشاره به آن شد .
موضع هشتم : از مواضع اختلاف تعيين امام و خلفه اوّل است « 3 » ، بعد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم جمهور اهل سنت بر آنند كه خليفه اوّل بعد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم ابو بكر است . بنابر اجماع و انعقاد بيعت . و جمهور شيعه بر آنند كه على بن أبى طالب - عليه السلام - است ، بنابر نصّ پيغمبر به امامت علىّ - عليه السلام - هم « 4 » نصوص جليّه ، و هم نصوص خفيّه ، و بيان هر دو مذهب در فصول آتيه بيايد .
هامش
( 1 ) المائدة 5 / 5 .
( 2 ) الف ، ج : دليل .
( 3 ) ب ، ج : « است » ندارد .
( 4 ) ب : به .