الأنبياء صلى اللّه عليه و آله و سلم كه اشرف افراد نفس ناطقه انسانى است ، به حسب به دو فطرت در مرتبهء عقل فعال است ، كه ادون افراد عقول مجرده است و به حسب به دو فطرت به جهت « 1 » آن گفتيم كه حق آن است كه به حسب منتهاى كمال نفس خاتم الأنبياء صلى اللّه عليه و آله و سلم به مرتبه عقل اوّل كه اشرف عقول فعاله است پيوسته است . و در ميان مركبات ، معدن ادون طبقات مواليد ثلاثه است و حيوان اشرف آن و نبات متوسط ، و جنس معدن به جنس نبات در مرجان پيوسته است ، چه اخسّ افراد نبات ، رستن و نموّ كردن قبول كند ، و مرجان نيز قبول آن كند . و جنس نبات به « 2 » جنس حيوان ، در نخل پيوسته است ، چه اخسّ افراد حيوان لا محاله حسّ لمس داشته باشد و قبول لقاح كند و نخل نيز چنين است و در ميان حيوانات بسيارى از افراد حيوان در مرتبه پيوسته باشد به اخسّ افراد انسان . و اين معنى اعنى پيوستگى طبقات موجودات به هم ، و عدم فرجه يا فاصله به اجنبى ، در ميان دو طبقه ، از مفردات مسائل حكميّه « 3 » است .
و گفتهاند نفس ، مرتبه تنزل عقل است ؛ و طبيعت جسمى ، مرتبهء تنزل نفس ؛ و گويا عقل ، نازل شده و نفس گشته و نفس نازل گشته و طبيعت شده .
و مراد از طبيعت صور نوعيّه است ، كه مبادى تأثيرات است در عالم اجسام « 4 » ، تأثيراتى كه مقرون به شعور و اراده نبود . و ظاهر است كه در عالم كاينات اشرف افراد طبيعت ، طبيعت بدن انسان است ، و اخسّ حالات مرتبه « 5 » هر نفسى ؛ حالت به دو فطرت اوست ، كه خالى است از هر گونه ادراكى و تحريكى ؛ و آن مرتبه عقل هيولانى است كه اخسّ مراتب اربعهء نفس ناطقه است .
پس مرتبه عقل هيولانى و مرتبه طبيعت بدن انسانى ، يكى باشد در مرتبه وجود . پس همچنان كه طبيعت جسمى صورت نوعيّه بدن جنين « 6 » بود پيش از
هامش
( 1 ) الف : به حسب .
( 2 ) ج ، ب : با جنس .
( 3 ) ج ، ب : حكمى .
( 4 ) الف : جسمانى .
( 5 ) ب ، ج : « مرتبه » ندارد .
( 6 ) ج : چنين .