تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

فصل ششم از باب دوّم از مقاله اولى در بيان حادث شدن نفس ناطقه به حدوث بدن

بدان كه انسان به حسب صورت ظاهرى جسمانى حيوانى ، اعنى به حسب صورت بدن من حيث هو بدن ، نوع واحد باشد از انواع حيوان ، چنان كه فرس و بقر و غنم و نظاير آن ، چه بدن فرسى لا محاله نوع واحد باشد و تفاوت نبود در ميان افراد او مگر به عوارض لا بالفصول و همچنين بدن بقرى و غنمى إلى غير ذلك ، و شك نيست كه بدن انسانى نيز چنين باشد ، غايتش چون نفوس ساير حيوانات مادى است نه مجرّد ، قائم است به مادهء بدن ، نه قائم به ذات خود ؛ لهذا كسى شك نكرده در اينكه هر يك از فرس و بقر و « 1 » غير آن از حيوانات غير ناطقه ، مطلقا نوع واحد باشد . و بعضى شك كرده‌اند در اينكه انسان ، مطلقا نوع واحد باشد و بعضى تجويز كرده‌اند كه انسان ، اعنى مجموع مركب از نفس ناطقه و بدن ، انواع مختلفه باشد ؛ بنابراين كه نفس ناطقه انواع مختلف باشد . و موجب اين گمان دو چيز است : يكى بعد ما بين النّفوس در سعادت و شقاوت و خيّريّت و شريّت ؛ و ديگرى ورود بعضى روايات مشعره بر اختلاف ، مثل :
هامش
( 1 ) الف : غنم .
گوهر مراد ( فارسى ) — صفحة 169 | عبد الرزاق اللاهيجي