تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
نمود و ديدند كه نشانهء آن ضربت در سر مرد باقى است . 218 ببينيد تأثير نسب و رحم را كه اين زن و مرد چگونه از هم نفرت نمودند كه نتوانستند به هم نزديكى نمود . و در مجالس شهيد ثالث ( ره ) است كه حضرت خليل ( ع ) از شام به مصر نزول نمود . زهّاد و علماى مصر طوق ارادت او به خود بستند . پس وقت رجوع او به شام به مشايعتش بيرون آمدند ، بس كه ارادت داشتند تا چهار فرسخ پاى برهنه بر خار و خاره به مشايعت او رفتند . وقت وداع و مفارقت از مركب فرود نيامد . خطاب عتاب‌آميز رسيد اى ابراهيم ، خاصّان حضرت ما را كه به اخلاص و ارادت تو كوشيدند خوار داشتى و پنداشتى كه ما از تو انتقام نمىكشيم . دانسته باش به ترك اين احترام كه از مركب فرود نيامدى يكى از فرزندان تو را در اين شهر به ذلّت و بندگى و عبوديت مبتلا سازم و سالها او را در زندان بدارم . و مراد حق تعالى از آن فرزند حضرت يوسف ( ع ) است . 219 ببينيد كه اعمال نيك و بد پدران تا چند پشت تأثير مىكند . چه خوب گفت دختر يزدجرد كه چون اسير شد و عمر خواست صورت او را ببيند ، فحش به جدّش خسرو داد كه اگر او نامهء پيغمبر ( ص ) را ندريدى پردهء من دريده نشدى . در سورهء نساء فرمود
وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا
220 ( الخ ) حاصلش آن كه هر كه مىترسد از خوارى و ذلّت ذريّه‌اش ، پس به خويشان خود و گدايان و يتيمان مردم نيكوئى كند تا مردم نيز به ذريّهء او نيكوئى كنند . از صادق عليه السّلام است هر كه ظلم كند يتيمى را ، مسلّط كند خدا بر او كسى را كه به او ظلم كند يا به عقب او . بعد همين آيه را خواندند . 221 و سورهء كهف شاهد است كه حضرت خضر و موسى ( ع ) رسيدند به قريه‌اى و غذا خواستند ، ندادند ، پس ديوار شكسته‌اى را ديدند كه در شرف خرابى بود ، حضرت خضر ( ع ) او را بر سر پا كرد ، حضرت موسى ( ع ) با او بحث كرد كه چرا مفت ساختى و مزد نگرفتى ، گفت اين ديوار مال دو پسر يتيم است و زير او گنج است و پدر ايشان مرد صالحى بود پس خدا خواست كه بزرگ شوند و گنج خود را بردارند . و آيه اين است
وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ
222 ( الخ ) : يعنى خوبى پدر ايشان باعث شد كه حق تعالى مرا امر به ساختن ديوار ايشان نمود . صادق ( ع ) فرمود كه خدا اولاد مؤمن را پشت در پشت به جهت خاطر او تا هزار سال حفظ مىكند . و ميان اين دو پسر با آن پدر صالح هفتصد سال فاصله بود . 223 و ايضا فرمودند حق تعالى به سبب خوبى مرد مؤمن اصلاح مىكند اولاد او را و
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 652 | الملا نظر علي الطالقاني