تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
بدن چگونه آينه سراپانماى روح است . و چون اين مطالب ظاهر شد حال بعون اللّه مناسبت آباء و ابناء و ارحام را در اشارهء ديگر بيان نمائيم .

اشاره [ مناسبت بين آباء و ابناء و ارحام ]

دانستى كه بدن به منزلهء معلول است و فرع ، و روح به منزلهء علّت است و اصل . و بدن مانند روغن زيتون است و روح مانند شعلهء چراغ ، چنانچه فرمود
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
. 215 و همانطور كه معلول مثل علّت است در ذات و در جميع جهات مگر آنكه كوچك و ضعيف است ، مثل گربه نسبت به شير و پشه نسبت به فيل ، بدن نيز مثل روح است در جميع جهات و چون بدن به حسب وجود زمانى مقدّم است بر روح پس روحى كه حق تعالى براى بدنى مىآفريند در نهايت شباهت و مناسبت است با آن بدن به طورى كه گفتيم . و اين مطلب را با آنچه در بيان اخبار طينت گفتيم ضمّ نما كه بسيار تو را به كار آيد . حال بعون اللّه گوئيم چون نطفه از تمام بدن آيد پس او مادّه‌اى است شبيه به مادهء پدر و چون در رحم تربيت يابد بدنى شود مانند بدن پدر ، پس روحى كه در او دميده شود روحى است مانند روح پدر . پس ولد شبيه پدر است در صورت و سيرت و روح و بدن ، لهذا فرمودند الولد سرّ أبيه : 216 فرزند سرّ پدر است كه فاش شده و باطن او است كه ظاهر شده . و اگر مشاركت مادر نبودى و اگر مشاركت زمان بد و نيك و مكان نيك و بد و غذاى نيك و بد و حالت نيك و بد و شير خوب و بد و تربيت خوب و بد و امثال اين امور نبودى هميشه طفل مثل پدر بودى . پس نطفه مدام مقتضى مماثلت است و اين امور گاهى ممدّاند براى اين اقتضاء و گاهى موانع و گاهى لا يضرّ و لا ينفع . بدان كه همانطور كه آنچه پدر دارد در نطفهء او يافت مىشود ، همچنين آنچه مادر دارد در شير او يافت مىشود چنانچه در نطفهء او نيز يافت مىشود . و اين مطلب به حس و تجربه ظاهر است و بهتر از همه فرمايش صاحب شريعت است كه چقدر اهتمام در مرضعه نموده‌اند و فرموده‌اند كه صورت و سيرت او در طفل به واسطهء شير سرايت مىكند و زنى كه طفل او را ديگرى شير دهد محبّت او به اين طفل بسيار كمتر است نسبت به طفل ديگرش كه خود او را شير داده . گويا محبّت مادرى را نصف كرده‌اند ، نصف پيش مادر مانده و نصف ديگر پيش مادر رضاعى رفته . و از اينجا است كه از
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 650 | الملا نظر علي الطالقاني