اولاد اولاد او را و حفظ مىكند خانهء او و خانههاى اطراف او را ، پس هميشه در حفظ خدايند به جهت كرامت آن مؤمن . 224 و ايضا فرمودند كه چون خضر ( ع ) ديوار را سر پا نمود حق تعالى وحى نمود به موسى ( ع ) كه من جزا مىدهم اولاد را به سعى پدران ، اگر خير است خير ، اگر شرّ است شرّ . آگاه باشيد خودتان زنا نكنيد پس زنا بدهند زنان شما .
هر كه پا به رختخواب مسلمانى گذارد ديگرى پا به رختخواب او خواهد گذاشت . 225
و ايضا شاهد مطلب است سورهء مريم ( ع ) كه چون حضرت عيسى ( ع ) را بىپدر زائيد مردم گمان بد به او بردند و به او گفتند كه
ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
: 226 پدرت مرد بدى نبود و مادرت هم زنا كار نبود . يعنى اگر پدر و مادر فاعل زنا يا لواط يا دزدى يا كار ديگر باشند و آن كار از اولاد ايشان صادر شود استبعادى ندارد زيرا كه سرايت صورت و سيرت پدر و مادر در اولاد به سبب نطفه و شير بديهى است . و از اينجا است كه مردم به پدر و مادر فحش مىدهند و لفظ پدر سوخته شايع است ، يعنى بدى تو به واسطهء بدى پدر تو است و از او به تو سرايت كرده . و حديث لو فعلت امّك لفعلت 227 مشهور است . يعنى اگر مادرت كرده بود تو هم مىكردى ، چون او نكرد تو نكردى . و لهذا فرمودند كه ولد الزّنا تا هفت پشت نانجيباند . 228
در زمان حضرت امير ( ع ) مرد پيرى وفات يافت و از او طفلى مانده بود . قوم و خويش او ظاهرا مىگفتند كه اين طفل از او نيست و ارث او از ما است . حضرت آن طفل را ميان اطفال انداخت و فرمود برخيزيد . چون نگاه كردند ديدند كه اطفال برخاستهاند و آن طفل نيمخيز بود . فرمود طفل مال پيرمرد است . 229 ببينيد كه پيرى والدين و ضعف ايشان در طفل چگونه سرايت مىكند . حضرت امير ( ع ) به برادر خود عقيل فرمودند كه از براى من زنى بگير از طايفهاى كه شجاع باشند تا از او پسران شجاع به هم رسانم حسين ( ع ) مرا يارى نمايند . 230
صادق ( ع ) فرمود كه حضرت آدم ( ع ) دختران خود را به پسران خود نداد و اين مذهب مخالفين است و در هيچ مذهب حلال نبوده . بعد فرمود اسبى را به خواهرش كشيدند و او نشناخت ، كه خواهرش را تغيير داده بودند ، و چون از بالاى او فرود آمد و شناخت آلت خود را كند و خود را كشت . 231 و در كشيدن اسب به مادر و كشتن او خود را نيز حديث دارد . 232 و از امور عجيبهء نسب اين است كه مجلسى ( قدس سره ) و ديگران نوشتهاند كه عادت فرزندان يعقوب اين بود كه هر وقت غضب بر ايشان مستولى مىشد موهاى ايشان از