تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
عدالت . بفهم چه گفتم .

فرع [ مناسبت بين وحدت و كثرت و بين اصل و فرع ]

ظاهر شد كه جميع معاصى و شرور مانند اجزاء درخت به هم بسته و مانند زنجير به هم پيوسته و همه در ظلم و ندادن حق ذى حق شريكند و كذا طاعات و خيرات كه همه در عدل و اداى حقوق شريكند ، زيرا كه مكرر گفته‌ايم كه همهء مطالب و شرايع سه مسأله است كه چهارم ندارند . يكى اداى حق برتران ، يكى اداى حق همسران ، يكى اداى حق كوچكتران . پس ظاهر شد كه مسئلهء وحدت در كثرت و كثرت در وحدت در همه جا جارى است حتى در معاصى و طاعات كه ريشه و مركز ايشان كفر و ايمان است و ظلم و عدالت و اداى حق و ترك آن است . و همين عدل كه عادة اللّه بر آن جارى شده مراد است از قول خدا
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
206 ( هود ) : به درستى كه پروردگار من به راه راست است . و هو العالم .

اشاره [ معنى قل كلّ يعمل على شاكلته ]

قال اللّه تعالى فى سورة بنى اسرائيل
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
: 207 بگو هر عاملى عمل مىكند بر شاكلهء خود ، يعنى عمل هر كسى مناسب و شبيه او است . بيان اين مطلب بلند اين است كه دانستى هر كثرتى به وحدتى بسته و ظاهر است كه آن كثرت از فروع آن وحدت است و البتّه ميان اصل و فرع مناسبتى و مشابهتى است زيرا كه هر فرعى معلول است و عمل ، و هر اصلى علّت است و عامل ، و شباهت معلول با علّت ظاهر است كه تا چه حدّ است و چون ميان ايشان كمال مشابهت است پس البتّه ميان ايشان كمال الفت و نهايت محبّت است . زيرا چنانچه شخص خود را دوست دارد شبيه خود را نيز دوست دارد ، لهذا هر چيزى به هم جنس خود مايل است . مردم هنوز صورت امير المؤمنين ( ع ) را نقش كنند و براى تبرّك نگهدارند . پس مدام التفات وحدت به كثرت است و پيوسته توجّه كثرت به وحدت . و از اينجا است كه صادر اوّل محبوب‌ترين خلق است به سوى حق تعالى زيرا كه او است متخلّق به اخلاق اللّه و او است آينهء تمام‌نماى اسماء و صفات حق تعالى . و چون اصل و منشأ همهء معصومين و مؤمنين و همهء طاعات و خيرات ، محمّد و آل محمّد ( ص )