اشاره [ سرّ ظلم عظيم بودن شرك ]
در سورهء بقره فرمودند
وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ
204 و در سورهء لقمان فرمودند
يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
. 205
از آنچه در معنى ظلم گفتيم ظاهر شد كه هر فعل حرامى و مكروهى و هر ترك واجبى و مستحبى ظلمى است و ترك حقى است و چون بدتر از كفر و شرك و نفاق گناهى نيست پس بدتر از اينها ظلمى نيست . پس اصل و ريشه و سرمنشأ و سرچشمهء همهء ظلمها كفر و شرك و نفاق است .
اگر در مقابل عالم كاملى جاهل فاسقى را بتراشند و با او همسر نمايند و يا بر او مقدم دارند ببين در حق آن عالم بدتر از اين ظلمى مىشود ؟ آيا بدتر از اين ظلمى در حق امير المؤمنين ( ع ) مىشود كه فلان و به همان را همسر او نمايند بلكه بر او مقدّم دارند ؟ و از اينجا خواهى دانست كه مخلوق ضعيفى را خدا دانستن و يا او را شريك خدا قرار دادن ، البته ظلمى بالاتر از اين نيست و همهء ظلمها از فروع و شعب اين ظلم است .
و چون به اخبار اهل بيت عصمت رجوع كنى مىبينى كه هر افراط و تفريطى و هر ظلمى را نسبت به كفار دادهاند ، مثل لباس بسيار كوتاه و لباس بسيار بلند و كذا ساير چيزها را ، و از زىّ ايشان شمردهاند . و در صدق اين مطلب لازم نيست كه فى الحقيقه متعارف ايشان و زىّ ايشان باشد زيرا كه دانستى هر چه در امرى كاملتر و بزرگتر شد او اصل و سرچشمهء ساير امورات آن نوع است و لهذا توحيد و ايمان سر چشمهء همهء عدلها است و همه در ظلّ او واقع شدهاند و لهذا سرچشمهء ايمان و همهء خيرات و اهل خيرات اشرف ممكنات است و آله ( ص ) ، و سرچشمهء كفر و شرك و نفاق اعداى ايشان است .
پس ظاهر شد كه هر ظلمى و گناهى شأن كافر و مشرك و زىّ او است و هر عدلى و ثوابى شأن مؤمن و زىّ او است . و از اينجا ظاهر شد كه چون مؤمن سرچشمهء خيرات و عدلها را دارا است پس آنچه از ظلم و گناه از او ظاهر شود عرضى او است كه از فروع كفر به نزد او آمده و چون كافر سرچشمهء شرور و ظلمها را دارا شده پس آنچه از عدل و اعمال نيكو از او صادر شود عرضى او است كه از فروع ايمان به نزد او آمده . پس هر يك از مؤمن و كافر را امانتى و عاريهاى است در نزد ديگرى ، و چون روز قيامت روز تصفيه و امتياز است هر يك را بازگيرند و به صاحبش دهند . پس اين مطلب را ما به حمد اللّه هم به قاعدهء طينت تمام كرديم و هم به قاعدهء عرض ولايت و هم به قاعدهء ظلم و