تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
و اوصياء را ضالّ و مضلّ نموده . حال گوئيم ظاهر است كه همهء ادعيه و زيارات و اعتقاد علماء و فقهاء و عامّهء خلق اين است كه همين چهارده معصوم ( ع ) ، با آنكه بعد از همهء انبياء از صلب آباء و رحم امّهات به وجود آمده‌اند ، اوّل ما خلق اللّه مىباشند . پس عالم شريعت و هادى طريقت عالمى است كه برهان را و آيات و اخبار را با عقول مردم و با عقايد عوام ، همه را مطابق نمايد و اگر نتوانست زبان ببندد و به جز سمعنا و اطعنا 180 چيزى نگويد ، چنانچه علماى ظاهر چنين كرده‌اند . پس هر كه به خلاف اين عمل كند مثل آنكه آيات و اخبار و عقايد همهء عوام را در معاد جسمانى ، العياذ باللّه ، باور نكند و تأويل نمايد و اللّه ضرر او بيش از نواصب است و براى شريعت بدتر از او دشمنى نيست ، نستجير باللّه . خدايا به حقّ محمّد و آل محمّد كه اين چند كلمه را حلقهء گوش اين شرمسار و همهء اهل عالم گردان . آمين ، آمين . حال بعون اللّه گوئيم سابقا شنيدى كه لفظ نور مطابق يا مساوق وجود است و در ادعيه بسيار است ( يا نور يا منوّر النّور يا نور النّور يا نور كلّ نور ) 181 و هكذا . و فرمود
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
. 182 و ظاهر است كه فعل نور ، نور است
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
. 183 پس اوّل ما خلق اللّه نور است و ثانى ما خلق اللّه هم نور است كه به منزلهء پرتو اوّل است و لكن فعل او باذن اللّه است و هكذا تا رسد به عالم نفوس كه به منزلهء زجاجه و قنديل است . پس عالم نفوس نورانى است و نور نيست . تا رسد به عالم اجسام كه ظلمانى است و مشكاة است و ظلمت نيست و عدم صرف ، ظلمت است . بازگوئيم كه لازمهء نور حرارت است و لازمهء حرارت حركت است و لازمهء حركت تقليب و مزج و تفريق و تركيب است و نمىبينى كه چون حرارت غريزيّه كم شود شخص افليج شود و از حركت بازماند و چون زمستان شود هر چيز از نمو بازماند و چون حرارت بالمرّه تمام شود شخص بميرد و اشجار خشك شوند و چون حرارت نفوس كلّيّه تمام شود ايشان نيز بميرند و قيامت برپا شود . پس جميع افعال مستند به نور است . بازگوئيم پس تمام عالم نفوس و اجسام را حق تعالى در برابر نور نهاده تا بر ايشان بتابد تا هر يك به اندازهء لياقت و قابليّت خود در اين كوره تصفيه شوند و زنگ خود را بريزند و نورانى شوند . پس همهء ايشان سه قسم‌اند . يك قسم مانند زنگ و جرم است كه هر قدر بتابند بدتر و ظلمانىتر شوند ، مثل آنچه در ته كورهء آهنگران جمع شود ، و اينها