بهتر و به ظاهر اين اخبار و اعتقاد اخيار نزديكتر باشد و آن طريقهء نورانيّت است كه در آيهء نور و در حديث مذكور اشاره شد و حضرت سلمان و ابو ذر طالب او بودند و حضرت امير ( ع ) امر به او فرمودند و آنچه در آيات و ادعيه و اخبار و زيارات بينى به لفظ نور ، چنانچه اشاره شد و البته خود نيز بسيار ديدهاى ، چون سراپاى همه را نظر كنى فى الحقيقه همه را مطابق آيهء نور بينى . مثل فقرهء زيارت جامعه كه فرمود خلقكم اللّه انوارا فجعلكم بعرشه محدقين حتّى منّ علينا بكم فجعلكم فى بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه . 174 شكّى نيست كه اين كلمات اشاره به آيهء نور است زيرا كه بعد از آيهء نور همين آيه است
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ
175 ( الخ ) و طريقهء اشراقيّين به اين طريقهء نورانيّت بسيار نزديك است . از خدا يارى خواهم در فهم و بيان اين مطلب مهم عظيم .
تنبيه [ نظريهء حكماء در مورد مراتب عالم ]
حكما را اعتقاد آن است كه اگر حق تعالى هزار هزار عالم بيافريند يا يكى بيافريند تفاوت نكند ، يعنى زايد بر يكى مثل همان يكى خواهد بود ، يعنى بايد هر چه خدا بيافريند مشتمل بر اين سه مرتبه باشد ، نه كمتر ممكن است و نه بيشتر . و آن سه مرتبه : عقل است كه فعل او مثل فعل خدا ايجاد از كتم عدم است به محض ارادهء كن و لكن باذن اللّه ، و چون از جسم و حركت عاريند لهذا قضاى خدا است و از محو و اثبات منزّه است ؛ و نفس است كه فعل او حركت است و ايجاد چيزى از كتم عدم نيست ؛ و جسم است كه حركت نيز ندارد و بالمرّه از فعل عارى است و قابل محض است . پس آن كسانى كه از براى ممكنات ده مرتبه يا بيشتر اثبات مىكنند و گويند فؤاد مقامى است بالاتر از مقام عقل كه سابقين نفهميده بودند ، امر عجيبى است زيرا كه عقل ، بعد از آنكه مراد از او كسى باشد كه ايجاد از كتم عدم مثل خدا ، به اذن خدا كند ، ديگر بالاتر از او در امكان چيزى متصوّر نيست ، مگر آنكه به اذن خدا حذف شود نعوذ باللّه و نستجير به .
تنبيه
جمعى ديدند كه طريقهء حكماء با ظاهر اخبار و ادعيه و زيارات نمىسازد ، چنانچه گفتيم ، لهذا ظاهر اخبار را گرفتند و اعتقاد نمودند . و چون سير در كلمات و كتب ايشان نمائى يقين سازى كه ايشان قوس صعود را از ميان برداشتهاند و به عقل