هر جا كه باشد يكى همسرى است و يكى اصل و فرع بودن است .
اين بود اجمال عقايد حكماء كه همه را مسلّم و يقين است و احدى از ايشان ، با اختلاف و تشتّت طريقه ، اختلافى و اشكالى در اين مطلب نكردهاند . و لكن بر تو ظاهر و هويدا است كه صريح و نص اخبار غير از اين است و به طور حقيقت است نه مجاز و ايضا فعل ديگرى از براى ديگران چه كمالى است كه فعل غير را به خود نسبت دهند و اين قدر فخر و مباهات نمايند ؟ آيا شأن محمّد و آل محمّد ( ص ) را اجلّ از اين نمىدانى كه كار ديگران به خود نسبت دهند و اين همه اخبار و ادعيه و زيارات را پر كنند ؟ نشنيدهاى :
گيرم پدر تو مرد فاضل * از فضل پدر تو را چه حاصل
و ايضا چگونه عقل سليم باور كند كه مراد از اين اخبار متواتر اين باشد ؟ كه فرمودند اوّل ما خلق اللّه نور ما بود يا نور حضرت خاتم ( ص ) بود بعد داخل چندين درياها و حجابات شد 170 و فرمودند ما بوديم و چيزى نبود و بعد از چندين هزار سال ، حق تعالى ، مثلا ملائكه را آفريد . 171 و نخواندهاى در زيارات اشهد انّك كنت نورا فى الاصلاب الشّامخة و الأرحام المطهّرة ؟ 172 و نفرمودند كه چون حق تعالى حضرت آدم را آفريد ما نورى بوديم و در صلب او قرار گرفتيم و چون حضرت حوّا به حضرت شيث ( ع ) حامله شد آن نور كه از حضرت آدم ( ع ) مىتافت زايل شد و از حضرت حوّا ظاهر شد و چون حضرت شيث متولّد شد از حوّا زائل شد و از حضرت شيث ( ع ) بروز كرد و هكذا تا رسيد به حضرت عبد المطلّب و آنجا دو قسمت شد ، يك قسمت در صلب حضرت عبد اللّه قرار گرفت و يك قسمت در صلب حضرت ابو طالب ؟ 173 و هكذا اخبار ديگر و مضامين ديگر . و ايضا مشكل بودن اسرار آل محمّد ( ص ) بر فرضى است كه جمع ما بين اين مطالب شود و مصداق همه ايشان باشند و با اين بيان و توجّه چه اشكال و چه اسرارى ؟
پس الحق و الانصاف اين است كه اين بيان بسيار دور است و از اين اخبار و ادعيه و زيارات و اسرار آل محمّد ( ص ) بسيار بعيد و مهجور است و تا حال اعتقاد هيچ يك از عوام شيعه و روات اصحاب ائمه اين نبوده و همچنين اعتقاد متكلّمين و فقهاء اماميّه . و هر چند ما طريقهء حكما را سابقا بسيار سر و صورت داديم و در اتقان آن به غايت كوشيديم و لكن باز اين عيوب و مخالفت را ديديم . بارى تفصيل را در جاى ديگر اين كتاب طلب كن .
حال بعون اللّه صرف عنان قلم از اين طريقه نموده طريقهء ديگر پيش گيريم كه