مصداق علم و قدرت است ، و به قاعدهء
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
143 و به قاعدهء مصداق علم و قدرت بودن وجود بذاته ، پس علم و قدرت عين وجود است و وجود علم است بذاته و عالم است بذاته و قدرت است بذاته و قادر است بذاته . پس بنابراين علم و قدرت نيز اخصّ از وجود نيست و مساوق او است چون نور ؛ پس به لحاظى علم است و به لحاظى قدرت ، چنانچه به لحاظى نور است و به لحاظى حيات و به لحاظى غناء و هكذا . اين چند كلمه را درست ضبط كن كه لازم است .
تنبيه [ ممثّل آيهء نور ]
چون آيهء شريفه ضرب المثل است پس لا بد ممثّل مىخواهد كه از اين مثل او را بفهميم و در اخبار چندى وارد است كه اين آيه مثل از براى محمّد و آل محمّد ( ص ) است 144 و ايضا وارد شده كه آيه مثل از براى مؤمن است 145 و چون اثبات شيء نفى ما عدا نمىكند پس آيه مثل از براى تمام ما سوا و بيان درجات عالم امكان نيز تواند بود و ما هر سه را اشاره نمائيم . و بنابر اوّل ، مراد از مثل نوره ، محمّد است و چون نور مرادف وجود شد پس معنى چنين شود
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
يعنى حق تعالى است وجود آسمان و زمين و سبب و علّت و مبدء آنها ، و مثل نور او و وجود او حضرت محمّد است . يا بگو خدا نور آسمانها و زمين است يعنى ظاهركننده و پديدآورندهء آنها است از كتم عدم ، زيرا كه نور ظاهر بنفسه و مظهر لغيره است و آنچه در اخبار است كه معنى نور در آيه به معنى هادى و هدايت است 146 منافات با گفتهء ما ندارد بلكه مؤكّد است .
و مراد از مشكاة ، صدر و قلب محمّد ( ص ) است . و مراد از مصباح ، نور علم و نبوّت است . و مراد از زجاجه ، امير المؤمنين ( ع ) است كه حق تعالى امر كرد حضرت خاتم ( ص ) را كه تمام علم خود را تعليم حضرت امير ( ع ) نمايد . و مراد از شجرهء مباركهء زيتونه ، حضرت ابراهيم است كه نه يهودى است و نه نصارى . و مراد از شرقيّه و غربيّه ، يهود و نصارى است كه يهود به سمت مغرب نماز خوانند و نصارى به سمت مشرق ، چنانچه فرمود
ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً
. 147 و در روايت ديگر مراد از شجرهء مباركه ، امير المؤمنين ( ع ) است ، و معنى
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
148 اين است كه نزديك است علم خارج شود از دهن عالم آل محمّد ( ع ) پيش از آن كه تكلّم كند ، نور على نور يعنى امام پس از امام . 149