تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
همانطور واقع مىشود ، به تفصيلى كه نوشته‌ايم . پس اگر اين اسباب شرعيّه خود اثر دارد اعتقاد چه لزومى دارد و اگر اعتقاد تنها اثر دارد پس به اين اسباب چه حاجت و چرا بايد تأثير تربت يا دعاى صادق آل محمّد موقوف به اعتقاد من و تو باشد ؟ و ما سال گذشته از اين اشكال جوابى داده‌ايم و حال بعون اللّه جواب ديگرى گوئيم كه اصل تأثير اين اسباب شرعيّه از نفس صاحب شريعت و از آن نفس كامل است كه به خواهش او اين تأثيرات در اين اسباب پيدا شده و تا قيامت حاصل است و ايشان به هر چه بگويند بشو چنين ، همانطور مىشود . مرد بلخى آب به دست سيّد السّاجدين ( ع ) ريخت تا ثلث طشت ، فرمود چيست ؟ گفت آب است ، فرمود ياقوت است ، ديد ياقوت شد ، با آن كه نفرمود ياقوت بشو . باز در ثلث ديگر فرمود چيست ؟ گفت آب است ، فرمود زمرّد است ، ديد زمرّد است . و در ثلث ديگر فرمود درّ است ، ديد درّ است . 128 و از اينجا ظاهر شد كه هر شريعت كه كاملتر است و صاحب آن شريعت مقرّب‌تر است اين گونه اسباب در شريعت او بيشتر است . پس همين كه صادق ( ع ) فرمود مثلا اين دو كلمه را بخوان رفع دردسر مىشود ، به همين سخن او آن دو كلمه اين اثر را پيدا كرد . و در اين آثار تناسب و تضاد ملحوظ نيست و از عالم طبيعت بيرون است و سرّش از نوشتهء پارسال ظاهر است كه گفتيم افعال بر دو قسم است كه ثالث ندارد . يكى حركت است كه مقتضاى طبيعت است و خارج از اكوان اربعه نيست كه ضمّ و تفريق و حركت و سكون باشد و در اين قسم ، ايجاد چيزى از كتم عدم نيست . و يكى ايجاد از كتم عدم است كه كار روح است و در اين قسم ، دوّم و در تأثير او تضاد و تناسب ، معقول و متصوّر نيست و تمام اينها مخصوص ماده و عالم اجسام و طبيعت و حركت است . پس اين اسباب شرعيّه ، تمام آن از جملهء معجزات صاحب شريعت است و بعضى از مؤمنين كامل هم گاهى از ايشان اين گونه امور ، كمى از ايشان ظاهر مىشود . و از اينجا است كه اجازه در دعاها باعث زيادتى تأثير او است زيرا كه همان اجازه ، توجّهى است از اجازه دهنده .

[ سر شرط بودن يقين ]

حال گوئيم امّا سرّ شرط بودن اعتقاد و يقين يا اين است كه چون تأثير اين اسباب به حسب جعل و قرار داد آن شخص كامل است و هرطور كه قرار داد همانطور واقع مىشود ، پس بعيد نيست كه او اينها را از براى مؤمنين و صاحبان تصديق و يقين قرار