تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
است كه در اين قسم اذن و مشيّت خدا هميشه حاصل است مگر وقتى كه منع نمايد . قسم دوّم آن است كه از قوّهء او بيرون باشد ، پس در مقام حاجت از خدا خواهد و حق تعالى نيز اجابت نمايد زيرا كه حق تعالى دعاى معصوم را رد نكند چنانچه فرمود
أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ
121 و ظاهر است كه دعاى مستجاب هم از كرامت و معجزات است . و آيات بر اين قبيل بسيار وارد است مثل دعاى حضرت نوح ( ع ) ربّ لا تذر على الارض من الكافرين ديّارا . 122 و مثل دعاى حضرت صالح كه فرمود
ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
123 ( هود ) كه حق تعالى به او وعده داد كه سه روز ديگر عذاب مىفرستم . و مثل قوم عيسى ربّنا انزل علينا مائدة من السّماء . 124 و هكذا . و آنچه دلالت كند بر قسم اوّل ، قول حق تعالى است در سورهء نمل در آوردن حضرت آصف تخت بلقيس را قال الّذى عنده علم من الكتاب انا آتيك به قبل ان يرتدّ اليك طرفك . 125 در صافى از بصائر و كافى از باقر ( ع ) روايت كرده كه اسم اعظم خدا بر هفتاد و سه حرف است و در نزد آصف يك حرف بود كه به او تكلّم كرد و تخت بلقيس را زودتر از يك طرفة العين آورد و در نزد ما هفتاد و دو حرف است و يك حرف مخصوص خدا است . 126 و اخبار به اين مضمون بسيار است . و ظاهر است كه هر كه درجه و مقام او بالاتر ، تصرّف او در قسم اوّل بيشتر و كاملتر است و هكذا تا آن كه مىرسد به مقام صادر اوّل كه مقام محمّد و آل محمّد ( ع ) و آخر درجهء امكان است و مقام مشيّت اللّه است و ظاهر است كه در آنجا دو قسم نيست و همان قسم اوّل است و بس و چيزى نيست كه قدرة اللّه و مشيّت اللّه و اذن اللّه از آن عاجز آيد ، بلكه ديگران كه از خدا مىخواستند به دست اين بزرگواران جارى مىشد و به ايشان عطا مىكردند زيرا كه بديهى است كه هر چه شده و مىشود به واسطهء صادر اوّل است و به دست او جارى مىشود . پس فهميدى آنچه حضرت امير ( ع ) در خطب مىفرمايد كه قوم نوح را مثلا من هلاك كردم و آتش را بر خليل گلستان كردم و در پيراهن مريم دميدم و امثال اين كلمات . 127 بفهم چه گفتم و ضبط كن . اشكال از آنچه ياد كرديم اشكال ديگرى وارد آمد و آن اين است كه بسيار نوشتيم كه اعتقاد تنها بسيار اثر دارد و تفأل و تطيّر اثرش ظاهر است و لهذا خواب هرطور تعبير شود