تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
حضرت تعليم مىكند و آخر به همان دعاى تنها اكتفا مىكند . و همان غرض كه در اسباب طبيعيّه باعث اين اقسام مىشود ، همان در ما نحن فيه نيز باعث اين اقسام مىشود ، و آن زيادتى اهتمام و شدّت مرض و بزرگى حاجت و بسيارى گناهان و امثال اينها است .

[ شرايط تأثير ادعيّه و اذكار ]

بدان كه سال گذشته نوشتم كه تأثير اين اسباب مشروط است به دو شرط . يكى قصد قربت و اخلاص ، سرّش اين است كه چون حق تعالى به هر بهانه مىخواهد مردم را به عبادت وادارد و به سمت آخرت بكشد ، چنانچه فرمود
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
. 106 و يك باب بزرگ واسع از براى عبادت و تحصيل آخرت همين اسباب است كه مردم براى حاجات و دفع بليّات به اين قسم از عبادات اقدام مىكنند . نظير آن كه تو طفل را به زر و سيم و نويد لباس به مكتب مىفرستى و مقصود تو درس خواندن او است و مقصود طفل نويد تو است از لباس نو و غير او . پس اين اعمال به منزلهء هديه است كه براى خدا برده‌اى و تلافى هديه لازم است . نظير آن كه بزرگى مىخواهد به كوچكى احسان بنمايد و نمىخواهد كه او خجالت بكشد ، پس به او گويد از براى ما قدرى از فلان ميوه بياور ، پس او بياورد و اين بزرگ به اضعاف مضاعف به او بدهد و تلافى كند و در انظار ، اين دادن هديه و گرفتن عوض يك نوعى از معامله و معاوضه است و خارج است از تكدّى و سؤال و تصدّقات . چنانچه برادران يوسف عرض كردند
مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ
107 و ظاهر است كه غرض ايشان گدائى نبود و بضاعة سرمايه را گويند و لفظ
تَصَدَّقْ عَلَيْنا
شايد به جهت تأليف قلب و لين كلام باشد . و ظاهر است كه در درگاه الهى هديه منحصر است به اخلاص و قصد قربت ، چنانچه فرمود
وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى
108 ( ليل ) يعنى نيست از براى احدى در نزد خدا نعمتى كه بر خدا جزاى او لازم باشد مگر خواستن راه خدا . و فرمود
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ
109 ( حج ) يعنى هرگز به خدا نمىرسد گوشت‌ها و نه خون‌ها و لكن به خدا مىرسد تقواى شما . پس ظاهر شد كه در اين اسباب قصد قربت و اخلاص شرط است و بدون آن اثر ندارد . و شرط دوّم ، اعتقاد و يقين است . و اخبار در شرط بودن اعتقاد به سر حد تواتر است از جمله در تحفة الزائر مجلسى ( قدس سره ) روايت كرده كه هر كه تربت را به اعتقاد درست بخورد البته شفا مىيابد . 110 و در عين الحيوة از حضرت كاظم ( ع ) روايت كرده كه