فصل [ سرّ فائدهء ادعيّه و اذكار ]
بدان كه حق تعالى دو قسم اسباب در هر شريعت و مذهبى قرار داده ، يكى اسباب طبيعيّه و آن اسبابى است كه علم و جهل و اعتقاد را در او مدخليّتى نيست و دين و مذهب و نيّت اخلاص و قصد قربت به او ربطى ندارد لهذا اختصاص به طايفهاى ندارد و همهء اهل عالم او را به كار مىبرند و سرّ و حكمت آنها نيز ظاهر است ، چون آتش براى گرم شدن و غذا براى سير شدن و آب براى سيراب شدن و ترشى براى رفع صفرا و مسهل براى رفع ثقل و هكذا . و تمام سرّش اين است كه همهء مطالب ، يا جلب نفع است يا دفع ضرر ؛ اگر مقصود جلب نفع است بايد تحصيل مناسب و موافق نمود و اگر غرض رفع ضرر است بايد او را به ضدّ معالجه نمود و تناسب اشياء و تضاد آنها را مردم ادراك مىكنند و به كار مىبرند اگر چه مختلفاند ، بعضى كمتر فهميدهاند و بعضى بيشتر . و اين اسباب طبيعى چند قسماند ، بعضى مفردند چون بعضى از دواها و بعضى مركّباند و بعضى يكدفعه كفايت مىكند و بعضى محتاج به تكرار است و بعضى در بسيار جاها به كار مىآيد چون شير خشت و زر و سيم و بعضى چنين نيست ، و در هر چيز نگاه كنى اين اقسام را مىبينى . پس شود كه چيزى را به يك انگشت بردارى ، گاهى كفايت نمىكند ، گاهى دو دست را مىخواهد ، گاهى محتاج به اعانت غير است .
و امّا قسم دوّم از اسباب كه توان آنها را اسباب الهيّه و دينيّه يا اعتقاديّه گفت اسبابى است كه بستهء به دين و مذهب است و تا كسى اقرار به آن دين و مذهب نداشته باشد آن اسباب را به كار نمىبرد و هر قدر فكر نمائى ، مناسبت اين اسباب را با مسبّبات و ربط آنها را با مطالب نمىفهمى . مثلا فلان دعا با دردسر چه ربط دارد زيرا كه درد سر يا از حرارت است يا از برودت يا غير اينها و اين اسباب و ادعيه از عالم طبيعت و امزجه و اخلاط اربعه بيرون است . و اين اسباب چون تربت و ادعيه و آيات و زيارات و نمازهاى حاجت در شريعت ما ، و هر اهل مذهب و ملّتى اين قسم اسباب را دارند . و نظير اين اسباب است تفؤلات و تطيّرات كه در هر طايفه و در همه جا مىباشد . و اين اسباب نيز منقسم به همان اقسام است ، بعضى مفردند چون نماز يا دعاى تنها و بعضى مركّباند و بعضى مكرّر است مثل آنكه ده دفعه يا اللّه ، ده دفعه يا ربّ و هكذا ، و بعضى نفعش عامّ است چون تربت و صدقات و بعضى چنين نيست و همهء اين اقسام ظاهر و هويدا است . چه بسا در يك مطلب همهء اين اقسام را مىبينى مثل عمل امّ داود كه اوّل با آن همه شرايط