عليا . 84
تنبيه [ اقسام فاعل ]
شايد ديده باشى كه فاعل ، شش قسم است : فاعل بالطّبع و بالقسر و بالقصد و بالتسخير و بالعنايه و بالرضا . فاعل بالتسخير آن است كه فاعل چنان مقهور و مغلوب و مسخّر غير باشد كه توان فعل را به طور حقيقت به هر دو نسبت داد و هيچيك مجاز نباشد ، چون فعل اعضاى تو نسبت به تو كه گوئى به چشم خود ديدم و هم گوئى چشم من خوب مىبيند يا درست نمىبيند و هكذا ، و گوئى لشكر فتح كرد و كشت و هم گوئى شاه فتح كرد و كشت ، و حق تعالى فرموده
تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ
85 و فرمود
يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
86 و فرموده
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ
. 87 و فعل رعيّت و زراعت را فعل شاه نگويند زيرا كه اين سببيّت و امر و قهر نيست . و همچنين حق تعالى افعال پيغمبران را فعل خود شمرده مثل افعال ملائكه ، پس معنى
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
88 نيك ظاهر شد . و تو صحيح است كه به چشم خود گوئى كه نديدى وقتى كه ديدى و لكن من ديدم و هكذا ساير اعضاء . و هر چند حق تعالى افعال اهل عصمت را نسبت به خود داده و لكن چنين نفى و اثباتى كه در حق حضرت خاتم ( ص ) فرموده در حق احدى ظاهرا نفرموده .
تنبيه [ در بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اسم خاصى ذكر نشده ]
توان گفت كه در بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اسم خاصى ذكر نشده و علما را ظاهرا اعتقاد غير از اين نيست ، زيرا كه رحمن و رحيم را صفت اللّه مىدانند ، و نديدهام كسى را كه غير از اين گفته باشد . و لكن ممكن است كه رحمن و رحيم صفت اسم باشد نه اللّه ، و معنى چنين شود : به نام خدائى كه آن نام ، رحمن و رحيم است . و دو دعا كه هر دو در كتاب حليهء مجلسى ( قدس سره ) مذكور است دلالت دارد كه اين دو كلمهء مبارك صفت اسم است نه صفت اللّه ، و هر دو از حضرت امير ( ع ) است : اللّهمّ انّى أسألك باسمك خير الاسماء ملاء الارض و السّماء الرّحمن الرّحيم الّذى لا يضرّ معه داء . 89 و دعاى دوم اين است : بسم اللّه خير الاسماء ملاء الارض و السّماء الرّحمن الرّحيم الّذى لا يضرّ مع اسمه شىء و لا داء . 90 و اين معنى بسيار نيكو و خوب است كه غرض ، ابتداء باشد به اسم رحمت خدا . و به جهت جلالت اين اسم ، اوّل به طور عام تعبير به لفظ اسم شود كه