تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
عيون و معانى صدوق از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه بسم اللّه يعنى اسم نفسى بسمة من سمات اللّه و هى العبادة قيل له ما السّمة قال العلامة . 77 يعنى علامت و نشان مىگذارم نفس خودم را به علامتى و نشانه‌اى از علامات خدا . پس حضرت باء بسم اللّه را متعلّق ساخته به محذوفى كه اسم نفسى باشد و معنى بسم اللّه را بسمة اللّه معنى كرده و فرموده مراد از اين سمة و علامت ، عبادت است . پس حاصل معنى اين شود : نشان و علامت مىگذارم خودم را به عبادت خدا . و ظاهر آن است كه حضرت لازم معنى را بيان فرمود ، مثل آن كه گوئى ديز يعنى دلالت مىكنم كه مرا لافظى است ؛ زيرا كه مشركين مىگفتند در اوّل كارهاى خود باسم اللّات و العزّى ، پس همين كه شخص بسم اللّه گفت اقرار به عبوديت و توحيد و بندگى خدا كرده . فافهم و هو العالم . و بسيار نيز اطلاق شده اسم به معنى صادر اوّل ، بلكه اسم خدا به قول مطلق ، همان او است . اطلاق مطلق ، منصرف به فرد كامل است . در همان دعاى شب عرفه است و باسمك الّذى رفعت به السّماوات بلا عمد و سطحت به الارض على وجه ماء جمد . . . و باسمك السّبّوح القدّوس البرهان الّذى هو نور على كلّ نور و نور من نور يضيئ منه كلّ نور و اذا بلغ الارض انشقّت و اذا بلغ السّماوات فتحت و اذا بلغ العرش اهتزّ 78 ( الخ ) . و گاهى به معنى اعانت و مشيّت باشد چنانچه بيان او ان شاء اللّه بيايد . پس اسم به شش معنى اطلاق شد . سوّم در بيان كمى از نكات . بدان كه نفس و دم و كلمه و اسم به حسب معنى قريب به هم‌اند ، لهذا همهء عالم را نفس الرّحمن گويند كه قوس نزول به منزلهء نفسى است كه بيرون آيد كه از وحدت رو به كثرت كرده ، و تمام قوس صعود به منزلهء نفسى است كه فرو رود كه از كثرت رو به وحدت كرده ، و به تفصيل در جاى ديگر نوشته‌ايم ، رجوع كن . و همهء عالم را كلمات اللّه گويند و خود فرمود
بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ
79 و فرمود
ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
80 و فرمود
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها
81 و از اهل بيت ( ع ) به تواتر رسيده كه مائيم اسماء الحسنى . 82 و سرّ آن كه چرا عالم را كلمات اللّه گويند ظاهر مىشود از سرّى كه عالم را نفس الرّحمن گويند كه او را نوشته‌ايم . و سرّ آن كه چرا عالم را اسم خدا گويند آن است كه اسم هر كسى از جملهء علامات و مختصات و ما به الامتياز او است و عالم نيز همين نسبت را دارد . حال گوئيم اگر كسى خواهد از اثر پى به مؤثر برد و از ممكن واجب را بشناسد ،
كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 613 | الملا نظر علي الطالقاني