يكى غالب ناس از اهل ايمان كه نه چناناند و نه چنين . و ظاهر است كه اينها تاب مقاومت شيطان و جنود او را ندارند و مدام نزاع شيطان با اينها است . و ظاهر است كه هر كه دشمن قوى دارد يكى از سه كار بايد بكند ، يا با دشمن صلح كند و با او بسازد و اين در ما نحن فيه نشود زيرا كه شيطان دوست نشود و ايمان نياورد و تو نيز مىخواهى دوست و تابع او و دام او نشوى كه ديگران از تو پناه به خدا ببرند ، و يا بايد خود را به اسباب ، قاهر و غالب سازد ، اين نيز غالبا نشود كه ايمان خود را به جائى رساند كه دست شيطان به او نرسد و يا بايد پناه به كسى برد كه او بر دشمن تو قاهر و غالب باشد و ما نحن فيه اين است ، كه بايد پناه به خدا برد چنانچه اين طريقه را حضرت لوط ( ع ) فرمود
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ
51 ( هود ) ، يعنى صلح و نصيحت كه نمىپذيريد پس كاش يا خود بر شما غالب بودم يا بود كسى كه بر شما غالب باشد تا به او پناه برم .
ملائكه گفتند
يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ
، 52 يعنى ما ركن شديديم .
حال بعونه گوئيم كسانى كه در شقاوت ، شيطان انسىاند ، اعوذ باللّه گفتن ايشان معنى ندارد بلكه بايد ديگران از ترس او اعوذ باللّه بگويند ، چنانچه در عمل حرام اعوذ باللّه و بسم اللّه گفتن معنى ندارد . اعوذ باللّه و بسم اللّه گفتن و غيبت يا زنا كردن جز استهزا چه خواهد بود ؟ پس اعوذ باللّه منحصر است در دو جا ، يكى در وقت كارهاى مباح و راجح و عبادت ، كه بايد پناه به خدا برد كه مبادا طاعت بدتر از معصيت شود . چنانچه وارد شده كه احمق دو ركعت نماز مىكند و منتظر وحى است ، 53 يعنى از غرور خود را همسر پيغمبر داند و منتظر نزول جبرئيل است . و يكى قبل از كار و مدام و هميشه ، از ترس آن كه مبادا ما را به فعل حرام و ترك واجب وادارد بايد پناه به خدا برد از شيطان .
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ
54 ( الخ ) و
إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ
55 و هكذا از قبيل اوّل است . و اعيذها بك و ذرّيتها من الشّيطان الرّجيم 56 از قبيل دوّم است .
بدان كه اعوذ باللّه با توكّلت على اللّه و با لا حول و لا قوّة الّا باللّه و امثال اينها ، به حسب معنى چندان فرقى ندارند . خود آيه هم شاهد است كه استعاذه به معنى توكّل است . فرمود فاذا قرأت القرآن فاستعذ باللّه من الشّيطان الرّجيم انّه ليس له سلطان على الّذين آمنوا و على ربّهم يتوكّلون . 57 بارى در هر امرى كه خود را عاجز و ضعيف و جاهل بينى و به خدا پناه برى و به او تكيه كنى اين معنى اعوذ باللّه و توكّلت على اللّه و لا حول و لا قوّة الّا باللّه است اگر چه به زبان نياورى ، و اگر به زبان بياورى و خود را عاجز نبينى