تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاشف الأسرار ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
طفل ، قابل باران و نبات نبودند . بفهم . و ايضا به همين قاعده خواهى دانست كه در عالم كبير ملائكه به جاى روح و قوّهء عاقله‌اند كه اشرف از همه و قاهر بر همه مىباشد و مسلّطاند بر جنّ و شياطين و حيوان و غير آن ، و ايشانند كاركنان و فرمان فرمايان در همهء ذرّات زمين و آسمان . و اخبار مملوّ است از تسلّط ملائكه بر شياطين چنانچه قوّهء عاقلهء تو غالب و قاهر است بر قوّهء واهمه و غير آن . و خواهى دانست كه احكام عالم كبير قاهر و غالب است بر احكام تو كه عالم صغيرى ، چنانچه مىبينى كه سرما و گرماى او بر تو غالب و تو را پير مىكند ، به مداوا نتوانى جوانى نگاه داشت ، مگر كسى كه مثل انسان كبير يا بهتر از او باشد مثل معصوم و محمّد و آل او كه ايشان حاكم‌اند بر عالم كبير و البتّه عالى از دانى خائف نيست و اوضاع قيامت با ايشان است پس خوف يعنى چه ؟ فرمود فصعق من فى السّماوات و من فى الارض الّا من شاء اللّه . 29 از افلاطون نقل شده كه السّماء قوسىّ و الارض كرىّ و الحوادث سهام و الرّامى هو اللّه فاين المفرّ . 30 حضرت خاتم ( ص ) فرمود الى اللّه المفرّ . 31 اى و اللّه بايد مدام از كشاكش دهر و فتنه‌هاى جنّ و شياطين و نفس امّاره پناه به خداوند يكتا برد . و فروع قاعدهء تطابق بسيار است ملتفت باش . اللّهمّ زدنا علما و عملا .

تنبيه [ بيان حديث كلّ مولود يولد على الفطرة ]

مناسب آمد كه اشاره نمائيم به حديث كلّ مولود يولد على الفطرة و انّما ابواه يهوّدانه 32 ( الخ ) كه مطابق است با آيات
فِطْرَتَ اللَّهِ
33 و
صِبْغَةَ اللَّهِ
34 و
سُنَّةَ اللَّهِ
35 و آيهء
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
36 ( طه ) و غير اينها كه بسيار است . اجمالش آن كه چون انسان نسخهء منتخب از كتاب كبير و عالم كبير است پس داراى جميع مراتب امكان است و داراى جميع مراتب ادراك از تعقّل تا حسّ . پس حكيم على الإطلاق در او مرآت و آينه‌ها تعبيه كرده كه در هرآينه چيزى بيند ، اين سهل است خدا را نيز تواند ديد و شناخت . و شكى نيست كه اين آينه‌ها همه بىعيب و واقع و حق نما است نه آن كه كج نما و باطل نما باشد ، زيرا كه عيب نقش ، عيب نقاش است و لازم آيد عجز و جهل خالق و يا بخل و منع فيض ، تعالى اللّه عن ذلك ، و لازم آيد كه امر به معرفت ، امر به جهالت و اغراء به جهل باشد . و چون چنين شد پس مدام حق را حق بيند و نيك را نيك و باطل را باطل و بد را بد و زشت را زشت ، و هرگز حق را باطل نبيند و باطل را حق