كه در شأن امير المؤمنين - ع - به اتّفاق نازل شده آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
است نه ما قبل و نه ما بعد آن ، پس مناسبت ميانهء آيات چه ضرور باشد ، و نيز جواب گفته به احتمال اينكه و هم راكعون حال نباشد بلكه معطوف باشد و مراد وصف ديگر باشد براى مؤمنين كه در نماز ركوع مىكنند و نماز بىركوع مثل يهود ندارند « 1 » .
و ضعف اين جواب نيز بر كسى كه ادنى وقوفى به اساليب كلام داشته باشد ظاهر است .
و محمد بن جرير طبرى كه از ثقات علماى ايشان است روايت كرده از ابى عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق - ع - كه چون آيه نازل شد جماعتى از صحابه در مسجد جمع شده گفتند كه ما با اين آيه چه كنيم . اگر انكار كنيم و كافر شويم به اين آيه ، كافر شده خواهيم بود به تمام قرآن ، و اگر ايمان آوريم هر آيينه مذلّت و خوارى است كه پسر ابو طالب بر ما مسلّط باشد ، پس قرار دادند كه ايمان و تصديق به پيغمبر داشته باشند و اطاعت على بن ابى طالب - ع - نكنند . پس در شأن ايشان نازل شد :
« يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها »
، يعنى ولايت على - ع - را « و اكثرهم كافرون » ، يعنى بولاية علىّ . انتهى روايته « 2 » .
آية اخرى
ديگر آيهء كريمهء
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
« 3 » و بيان دلالتش بر مقصود اينكه مراد از
« أُولِي الْأَمْرِ »
معصومين است چه امر مطلق به اطاعت غير معصوم عند العقل قبيح است ، پس واجب است وجود معصوم در امّت ، و إلّا لازم آيد امر به اطاعت معدوم و عصمت از غير على - ع - منتفى است بالاتّفاق ، پس مراد از اولى الأمر واجب الاطاعه آن حضرت باشد و هو المطلوب .
و آيات قرآنيه كه دليل مقصود است بسيار و در كتب اصحاب با وجوه استدلالات
هامش
( 1 ) . شرح المقاصد 5 / 270 .
( 2 ) . كافى ج 1 / 427 .
( 3 ) . نساء ( 4 ) 59 .