طغيان قلمى است از فاضل تفتازانى چه در صحيح مسلم « 1 » در جزء رابع بعد از چند طرق ذكر حديث يوم الغدير شده هر كه خواهد رجوع كند و حال نقل فاضل مذكور را معلوم نمايد .
[ ذكر حديث يوم الغدير ]
الحال بيان قدر مشترك جميع منقولات به جميع طرق مختلفه كنيم . و آن اين است كه چون حضرت پيغمبر - ص - در عود از حجّة الوداع كه سال آخر حيات بود به موضع غدير خم رسيد در روزى به غايت گرم به حدّى كه مردم جامههاى خود را زير قدمهاى خود مىگذاشتند از شدّت حرارت و كثرتى عظيم از مسلمين همراه آن حضرت بود ، هنگام ارتفاع آفتاب فرود آمد و فرمود ندا كردند تا همه حاضر شوند و امر كرد تا از جهاز شتران شبيه به منبر ساختند ، و بر بالاى آن برآمده بعد از اداى حمد و ثناى الهى و خطبهء جامعهاى روى مبارك به حاضرين كرده گفت : « يا معاشر المسلمين الست أولى بكم من انفسكم ؟ » يعنى اى گروه مسلمانان آيا نيستم من أولى به تصرّف در امور شما از نفسهاى شما ؟ پس همه گفتند : اللّهمّ بلى يا رسول اللّه . پس گفت : « فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله » . يعنى پس هر كه من مولاى اويم على مولاى او است ، خداوندا دوست دار ، دوست على - ع - را و دشمن دار دشمن على - ع - را ، و يارى ده يارى دهندهء على را ، و فروگذار فروگذارندهء على را « 2 » .
و بيان دلالتش بر مطلوب آن است كه لفظ « مولى » به ده معنى آمده است : اوّل معتق ، دوّم معتق ، سيّم ضامن [ جريره ] ، چهارم حليف ، پنجم جار ، ششم مالك الرّق ، هفتم ابن عمّ ، هشتم ناصر ، نهم سيّد مطاع ، دهم اولى .
و دليل بر اينكه مولى به معنى « اولى » آمده قول حق تعالى است » كه فرموده :
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 7 / 123 - 122 - باب فضائل علىّ - عليه السلام -
( 2 ) . بحار الانوار 37 / 234 - 108 و كتاب العمدة از ابن بطريق 1 / 139 .