و امّا مناظرات آل ابى طالب و علماى شيعه « 1 » در مجالس ملوك و وزراء و مقالات ايشان با جمهور در منصوصيّت آن حضرت به خلافت از آن اكثر و اشهر است كه انسان قدرت بر حصر تفصيل آنها داشته باشد يا به نقل محتاج گردد و غرض ما از اين تفصيل آن است كه ظاهر شود كه اگر علماى مخالفين انكار تواتر نصوص كنند انكار اخبار آحاد كه در كتب صحيحهء ايشان مذكور است نمىتوانند نمود و آن اخبار اگر چه هر يك منقول به طريق آحاد باشد ، ليكن مجموع لا محاله ، متواتر بالمعنى خواهد بود . و مضمون جمله كه منصوصيّت على - عليه السلام - است به طريق قطع سيّما با ضمّ سائر قرائن و حكايات و امارات كه همه به طريق ايشان منقول است قابل انكار نيست مگر از روى تعصّب و عناد اعاذنا اللّه منه و جميع المؤمنين .
نمايش [ دوم ( در نص بر امامت حضرت امير المؤمنين عليه السلام ) ]
در ذكر قليلى از نصوص خفيّه به امامت و خلافت امير المؤمنين على - عليه السلام - و مراد از نصّ خفىّ گفتيم آن است كه دلالتش بر مقصود محتاج باشد به نوعى از استدلال ، و اين در كثرت اضعاف نصوص جليّه است و كتب علماى اهل سنّت مشحون است به ذكر آن و چون در كتب مبسوطهء علماى اماميّه ذكر بسيارى از آنها شده در اين مقام ما را حاجت به اطناب نيست به ذكر نبذى اقتصار مىنماييم :
امّا از قرآن مجيد آيهء
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ »
« 2 » است كه جميع امّت متّفقند كه در شأن على
هامش
( 1 ) . نك : گفتگوى يك دانشمند شيعى با يك عالم سنى از حسين بن عبد الصمد عاملى و گفتگوى يك دانشمند شيعى با يك عالم سنى از سيد مرتضى و مناظرات في الامامة و الفصول المختاره ، محكمه قضائى جانشينان محكوم ، گفتگوى حسنيه با علماء سنى ، دفاع از حريم تشيع ، و ديگر اثارى كه در كتابشناسى مناظره و محاوره معروفى كردهايم .
( 2 ) . مائده ( 5 ) 57 .