او داشت و پيغمبر نيز دهان نزديك گوش على داشت و با هم راز مىگفتند . و چون من داخل شدم حضرت على - ع - روى مبارك خود را به طرف ديگر كرده برخاست و بيرون رفت ، پس آنگاه حضرت پيغمبر - ص - با من لطف و مهربانى بسيار نموده و گفت : « يا امّ سلمة لا تلومينى فانّ جبرئيل - ع - اتانى من اللّه - عزّ و جلّ - بما هو كائن بعدى و أمرني أن أوصي به عليّا من بعدي و كنت بين جبرئيل و بين عليّ - ع - و جبرئيل عن يميني و عليّ عن شمالي » . و مرا جبرئيل گفت كه بگويم به على - ع - آنچه واقع خواهد شد بعد از من تا روز قيامت . پس معذور دار و ملامت مكن كه خداى - عزّ و جلّ - برگزيده است از براى هر امّتى پيغمبرى و وصيّى و من پيغمبر [ اين ] امّتم ، و على وصىّ من است در عترت من و اهل بيت من و امّت من از بعد من ، پس به مولاى خود گفتم كه اين است آنچه من خود مشاهده كردم از على - ع - ، ديگر تو مىدانى اى پدر ، خواهى دشنامش بده و خواهى واگذارش ، پس از كردهء خود پشيمان شده شبها و روزها مناجات مىكرد و مىگفت : اللّهمّ اغفر لي ما جهلت من امر علىّ - ع - « 1 » .
و بالجمله رواياتى كه همه صريحند در خلافت و وصايت امير المؤمنين - ع - و همه به طرق معتبرهء اهل سنّت وارد شده از آن اكثر است كه اين رساله و اضعاف اين رساله احتمال عشيرى از اعشار آن تواند نمود و كمتر كتابى از كتب معتبرهء احاديث ايشان باشد كه مشتمل بر نصوص متكثّره به امامت آن حضرت نباشد . از آن جمله كتاب استيعاب ابو عمر [ النمرى ] كه از كتب جليلهء ايشان است مشتمل بر نصوص صريحه و همچنين كتاب مناقب ابن مردويه متضمّن اخبار كثيره است كه تمامى شاهد صريح است به فضائل آن حضرت و ورود نصّ بر امامت آن سرور و همچنين كتاب فائق اسعد بن عبد القاهر اصفهانى كه متضمّن نصوص كثيرهء صريحه است بر خلافت آن حضرت « 2 » .
و صاحب كتاب طرايف گفته كه من ديدم كتابى كبير از تصانيف احمد بن حنبل در
هامش
( 1 ) . احقاق الحق 4 / 76 به نقل از مناقب ابن مردويه ( مخطوط ) .
( 2 ) . صاحب كتاب الطرائف اين كتاب را در كتابخانهاى در نجف اشرف ديده است : نك : الطرائف 138 .