الأقربين » « 1 » نازل شد ، حضرت رسول - ص - بنى عبد المطلب را ، كه در آن زمان چهل كس بودند جمع نموده ضيافت كرد و روز ديگر نيز طلبيده ضيافت كرد . آنگاه ايشان را دعوت به اسلام نمود و گفت : من نذيرم از جانب خداوند عالميان به سوى شما و آوردهام براى شما چيزى كه هيچكس نياورده و آن دنيا و آخرت است كه اگر اطاعت من كنيد دنياى شما به كام و آخرت شما به انجام خواهد شد ، پس اسلام آوريد و اطاعت كنيد تا هدايت يابيد . آنگاه گفت : كيست در ميان شما كه قبول كند كه وزير من و برادر من شود و ولىّ و وارث و وصىّ و خليفهء من باشد بعد از من . پس قوم ساكت شدند و حضرت امير المؤمنين - ع - گفت : من ، و تا سه نوبت حضرت پيغمبر - ص - اعادهء اين كلام مىفرمود و در هر مرتبه قوم خاموش مىشدند و على - ع - مىفرمود كه من ، پس حضرت پيغمبر - ص - فرمود كه انت ، يعنى توئى برادر و وزير و ولىّ و وارث و وصىّ و خليفهء من پس قوم برخاستند و به ابو طالب مىگفتند برو و اطاعت پسر خود كن كه او را بر تو امير كرد .
و « احمد بن حنبل » نيز در مسند خود « 2 » اين حديث را به دو طريق روايت كرده . و شيخ فقيه « ابن مغازلى » نيز در مناقب ايراد نموده .
و از آن جمله احمد بن حنبل در مسند روايت كرده كه سلمان گفت : يا رسول اللّه كيست وصىّ تو ؟ حضرت پيغمبر - ص - فرمود : يا سلمان من كان وصىّ اخى موسى ؟
سلمان گفت : يوشع بن نون . پس حضرت فرمود : فان وصيّى و وارثى و من يقضى دينى و ينجز موعدى علىّ بن ابى طالب « 3 » .
و از آن جمله شيخ ابن مغازلى در كتاب مناقب روايت كرده از ابو ذر غفارى - رضى اللّه عنه - كه گفت : قال رسول اللّه : من غاصب عليّا الخلافة بعدى فهو كافر و قد
هامش
5 / 105 قاهره ، ينابيع المودة ، 105 ط اسلامبول دكتر العمالى ج 6 / 296 ، احقاق الحق ، ج 3 / 562 ، و 14 / 423 - 420 و ج 2 / 119 .
( 1 ) . شعرا ( 26 ) 214 .
( 2 ) . ج 1 / 111 ط مصر .
( 3 ) . فضائل احمد ، ج 2 / 615 .