تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
نصوص از علماى اماميه و مطالعهء كتب و تتبّع مصنّفات ايشان كنيد شكّ نكنيد در صحّت اين نصوص . و جزم كنيد به عدم احتمال مواضعه . و وجه دوم اينكه افادهء علم خبر متواتر مشروط است به خلوّ ذهن سامع از نقيض ، چه اگر جازم به نقيض آن باشد البتّه افادهء علم نتواند نمود چنان كه در جميع مسائل نظريّهء برهانيّه . پس طريق استبصار آن است كه در امثال اين مقامات طالب حق خود را از ميل و تعصّب به مذهبى خالى گرداند و متساوى النسبت باشد ميانهء طرفين خلاف ، بعد از آن تأمّل كند و در احوال ناقلين نصوص مذكوره و تصانيف علماى اماميّه تتّبع نمايد تا حق ظاهر و علم حاصل آيد چنان كه در تنبيهات گذشته بيان كرديم ، و چون مراعات اين شرائط نمايد اضعاف سوگندى كه امام فخر ياد كرده ، من ياد مىنمايم كه البته علم حاصل گردد و حق ظاهر شود . نمايش سيّم در ذكر قليلى از نصوص جليّه است كه در كتب اهل سنّت به طرق ايشان منقول شده و اشارت به بعضى از مصنّفات ايشان كه مشتمل است بر نصوص صريحه در خلافت امير المؤمنين - ع - و اين بسيار است و ما در اين مقام به قليلى از آنچه به خاطر داريم اكتفا نموده استقصاى در آن را موقوف به تتبّع طالبان در مصنّفات جمهور مىگذاريم و غرض ما از ذكر اين قليل با وجود غناى از آن به سبب تواتر نصّ جلىّ نزد اماميّه آن است كه بر صاحبان هوش و انصاف معلوم شود كه انكار اهل سنّت مر نصّ جلىّ را از جهت عناد و لجاج است . و ظاهر شود كه آنچه علماى اهل سنّت مثل فخر رازى و فاضل تفتازانى و غير ايشان گفته‌اند كه چيزى از نصوص نزد ما موجود نيست كذب محض و اغماض صريح است تا مقلّدان و ساده‌لوحان بىخبر را قلّت حيا و كثرت عناد ايشان معلوم شده به ادّعاى ايشان فريفته نگردند . از آن جمله « ثعلبى » در تفسير « 1 » روايت كرده كه چون آيهء « و انذر عشيرتك
هامش
( 1 ) . و نيز رك : تفسير الخازن ، ج 5 / 105 ط قاهرة ، حياة الصحابة ج 1 / 81 ط حيدرآباد تفسير طبرى ج 19 / 68 ط الميمنية مصر ، تذكرهء ابن جورى ص 46 ط سخن ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 2 / 253 ، معالم التنزيل ج