تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
بازگشتى نمىباشد و على - ع - مىخواست كه نقض بيعت بر ابى بكر كند نتوانست ، و اين اراده صورت انجام و اتمام نيافت ، و عادت عرب است كه عذر را نمىپسندند ، و نقض عهد را روا نمىدانند اعم از اينكه حق باشد يا باطل . بعد از آن انصار به على - ع - مىگفتند كه اى مرد اگر تو ما را به سوى خود مىخواندى پيش از بيعت يك كس از ما عدول نمىكرد ، ليكن الحال چه كنيم بيعت كرده‌ايم و نقض بيعت نمىتوان و جرئت نمودن عمر به بيعت با ابى بكر و عدول كردن از على - ع - به سبب آن بود كه در مواقع بسيار و امور كثيره انكار بر پيغمبر - ص - موده بود و انكار او را پيغمبر ردّ و تقبيح نكرده بود ، بلكه در بسيارى از مواضع رجوع به رأى او فرموده بود ، و عمر در بسيار مشورتها اختيار رأيى نموده بود و قرآن به موافقت رأى او نازل شده ، لهذا به طمع افتاد و دلير شد ، و اعتماد نمود بر امورى كه مصلحت مىدانست هر چند خلاف نصّ پيغمبر بود . و امورى كه عمر انكار بر پيغمبر نموده بسيار است از جمله منع كردن او است پيغمبر را كه نماز بر عبد اللّه بن ابى منافق نكند « 1 » . و انكار كردن فداى اساراى بدر است ، و انكار كردن تبرّج زنان پيغمبر است ، و انكار قضيهء حديبيّه است ، و انكار امان عباس است براى ابو سفيان ، و انكار واقعهء ابو حذيفة بن عتبه است ، و انكار امر پيغمبر است به نداى « من قال لا إله الّا اللّه دخل الجنّة » « 2 » و انكار امر آن حضرت است به ذبح نواضح و غير ذلك از امور بسيارى كه كتب حديث مشتمل است بر آنها . و اگر نمىبود غير از انكار او بر پيغمبر در مرض وفات كه فرمود : « ائتوني بدواة و كتف اكتب لكم ما لا تضلّون بعدي » ، و گفتن او در اين مقام آنچه گفته و سكوت فرمودن پيغمبر - ص - هرآينه كافى مىبود . و عجيبترين اشياء اين است كه عمر در آن روز گفت : حسبنا كتاب اللّه ، پس اختلاف ميانهء حاضرين از مسلمين در همان خانهء پيغمبر - ص - افتاد ، بعضى گفتند قول رسول اللّه - ص - است ، و بعضى گفتند قول قول عمر است ، و گفتگو و شورش شد ، و
هامش
( 1 ) . و نيز نك : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 2 / 55 ، صحيح بخارى 5 / 206 ، صحيح مسلم 15 / 166 . ( 2 ) . صحيح مسلم 1 / 236 - 240 ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 12 / 56 .
فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 155 | محمد علي حزين لاهيجي