تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
عمل مىآوردند امورى بود كه جارى مجراى ولايات و امارات و تدبير قواعد دولت بود . و صحابه توقّف بر نصوص رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و تدبيرات آن حضرت نمىكردند هرگاه خلاف آن را مصلحت مىديدند چنان كه پندارى نصوص مطلقه را كه مقيد به قيدى كه لفظا مذكور باشد نبود تقييد مىكرده‌اند و گويا از قراين احوال آن حضرت مىيافته‌اند كه آن نص مطلق مقيّد به قيدى است و به منزلهء اين است كه مىفرمايد : « افعلوا كذا إن رأيتموه مصلحة » . و اما مخالفت در امور و نصوص كه محض شرع و دين است و متعلق به تدبير دنيوى نيست ، بسيار نادر واقع شده مثل آنكه پيغمبر - ص - فرموده باشد كه وضو شرط نماز است ، پس صحابه اجمال بر ردّ اين نص كرده و گفته باشند كه نماز بىوضو جايز است ، يا آنكه پيغمبر گفته باشد صوم شهر رمضان واجب است ، پس اطباق بر مخالفت كرده در عوض به صوم شوال قائل شده باشند ، چه اين قسم مخالفت دور از كار است ، و غرض ايشان را در اين متصوّر نيست و قادر بر اظهار مصلحتى در اين قسم مخالفتها نيستند كه آن مصلحت تواند شد كه بر پيغمبر مخفى باشد . و جماعتى كه ظنّ غالب ايشان آن بود كه عرب اطاعت على - ع - نمىكنند بعضى به سبب حسد ، و بعضى به سبب خونها كه به تيغ آن حضرت ريخته شده بود ، و بعضى به سبب حداثت سنّ آن حضرت ، و بعضى به سبب مفاخرت و ترفّع آن حضرت بر ايشان ، و بعضى به سبب خوف از شدت دين‌دارى و ثبات قدم آن حضرت در دين و بعضى به سبب اميد و طمع كه خلافت مخصوص به يك خاندان نشود ، و به همه قبايل عرب تواند رسيد ، و هر طايفه و قبيله اميدوار وصول به خلافت بودند كه به مرور دهر به ايشان برسد . و بعضى به سبب بغض و عداوت كه با آن حضرت داشتند از جهت قرابت آن حضرت به رسول اللّه - ص - و اين طايفه منافقان بودند كه در دلهاى ايشان شك و زيغ در امر نبوت بود ، پس مجموع دست به هم دادند و اتفاق كردند اتفاق واحد بر صرف و انتقال خلافت به غير آن حضرت - ع - رؤساى ايشان مىگفته‌اند كه ما از فتنه مىترسيم ، و مىدانيم كه عرب اطاعت على - ع - نمىكنند ، و ترك نصّ و تأويل آن كردند نه اينكه
فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 152 | محمد علي حزين لاهيجي