تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
انكار نصّ يا ردّ و جرح آن كرده باشند ، بلكه متعرّض نصّ نشدند ، و حال آنكه قائل به آن بودند ، ليكن مىگفتند كه حاضر مىبيند چيزى را كه غايب نمىبيند ، و امر گذشته گاهى به سبب مصلحت تغيير مىتواند يافت و متروك مىتواند شد ، و اعانت ايشان كرد در اين اراده منازعت انصار و بيرون آوردن سعد بن عباده [ را ] در حالت مرض كه آن را امير خود كنند ، در آن حال همه مضطرب شدند و مردم در هم افتادند و پريشان‌گوئى و شورش بسيار شد ، و نزديك شد كه آتش فتنه بلند شود ، پس رؤساى مهاجرين برجستند و فورا با ابو بكر بيعت كردند ، چنان كه ، قائل ايشان گفته : « كانت بيعة ابى بكر فلتة » و پنداشتند كه در اين عمل اطفاى نائرهء انصار است ، چون چنين شد پس هر كس كه از مسلمين ساكت شد و دندان بر جگر فشرد و صبر كرد و متعرّض نشد به سبب آن بود كه محافظت نفس خود كرد ، و جاى دم زدن نمىديد . و كسى كه آشكار يا پنهان مىگفت به درستى كه فلان را رسول اللّه - ص - ذكر كرده بود ، يا نصّ فرموده بود ، يا او را به خلافت مىخواست ، و هميشه اشاره ، به او مىكرد ، قوم او را ساكت مىكردند و جواب‌ها مىگفتند كه مبادرت به عقد بيعت از خوف فتنه كرديم ، و نزد او اعتذار به بعض آنچه پيش گذشت مىنمودند كه على حديث السّن است يا عرب او را دشمن « 1 » . و از اينها عذر بهتر و عام‌پسندتر داشتند ، مىگفتند كه ابو بكر براى خلافت مناسبتر و بهتر است به سبب اينكه عمر بازو و مساعد اوست و عرب ابو بكر را دوست مىدارند و همه با او خوشند به سبب نرمى و ملايمتى كه دارد ، و او پير است و تجربه بسيار كرده ، و هيچ كس به او حسد نمىبرد ، و احدى بغض و كينهء او را در دل ندارد ، و صاحب شرافت در نسب نيست كه بر مردم بلندى جويد به سبب شرف خود ، و از ذوى القربى نيست كه به قرب رسول مباهات كند . و اين همه بر يك طرف ، مىگفتند كه اگر على را نصب كنيم مردم از اسلام مرتد مىشوند ، و جاهليّت اولى عود مىكند . آيا كدام أصلح به دين اسلام است ؟ عمل كردن
هامش
( 1 ) . دنباله خوانا نبود .