تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتح السبل ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
صحابه بر دفع نص پيغمبر - ص - بر شخصى معيّن چنان كه استبعاد مىكنيم از صحابه ردّ نص پيغمبر را بر كعبه و شهر رمضان و غير اينها از معالم دين . پس از ابو جعفر نقيب - ره - گفت كه ابا و استبعاد تو نيست مگر به سبب ميل به عقيدهء معتزله ! بعد از اين گفت كه : به درستى كه قوم ، خلافت را از معالم دين بودن بيرون بردند و آن را جارى مجراى عبادات شرعيه مثل صلات و صوم نساختند ، بلكه آن را در عداد امور دنيويه و جارى مجراى تدابير ملكيّه مثل تعيين أمرا و تدبير حروب و سياست رعيّت شمردند ، و در امثال اين امور از مخالفت نصوص پيغمبر پروا نداشتند هرگاه مصلحت اسلام را در غير آن مىديدند . و اين قسم از مخالفت از ايشان كثير الوقوع بود نبينى كه پيغمبر نصّ فرمود بر اخراج ابى بكر و عمر در لشكر اسامه و ايشان نرفتند به سبب اينكه در ماندن خود مصلحت دولت و ملت و حفظ بيضهء اسلام و دفع فتنه ديدند . و مخالفت نصوص « 1 » پيغمبر - ص - بسيار واقع مىشد و حال آنكه آن حضرت زنده بود خصوصا در امثال اين امور ، و انكار نمىفرمود و باكى در آن نبود . آيا نمىدانى كه در جنگ بدر به منزلى فرود آمد كه در آنجا محاربهء قريش واقع شود و انصار مخالفت كردند و گفتند كه در نزول اين مقام مصلحت نيست از اينجا كوچ كرده به فلان مقام منزل كنى . و پيغمبر - ص - تبعيت رأى ايشان نمود . و در سال اول كه به مدينه مهاجرت فرموده بود به انصار گفت كه نخلهاى خود را شكوفهء فحل مدهيد ، پس در آن سال نخلها ثمر نياورد تا اينكه پيغمبر - ص - با ايشان فرمود كه : « انتم أعرف بأمر دنياكم و أنا أعرف بأمر دينكم » . و همچنين اخذ فدا از اساراى بدر نمود ، و عمر مخالفت كرد پس رجوع به تصويب رأى او فرمود بعد از آنكه امر فوت شده بود ، و اسارى خلاص شده و به مكه هم رسيده بودند . و در « احزاب » اراده كرد كه مصالحه كند به ثلث خرماى مدينه . و سعد بن معاذ و
هامش
( 1 ) . در كتاب ارزندهء « النص و الاجتهاد » علامه سيد شرف الدين عاملى بيش از هفتاد مورد اجتهاد در برابر نص را از ياران پيامبر و . . . نقل كرده است .