يوم القيامة » « 1 » . و شيخ جلال الدين سيوطى مصرى در تاريخ الخلفاء ذكر كرده كه مأمون عباسى به نايب خود نوشت كه هفت كس را نزد من فرست و آنها را شمرده از جمله محمد بن سعد كاتب واقدى است ، و يحيى بن معين ، و اسماعيل بن ابى مسعود . پس آن هفت نفر را نزد او فرستادند و او امتحانا قول به خلق قرآن را پرسيد . ايشان تصديق كردند .
و گفتند كه سبب طلب آن بود كه اوّل ايشان توقّف در جواب كرده بودند . و چون طلبيد ، از روى تقيّه جواب او گفتند . انتهى « 2 » .
و در فتاوى قاضى خان مذكور است كه ابراهيم نخعى در بين استماع خطبهء جمعه حرف مىزد ، چون در اين باب به او گفتند . او گفت : « انّي صلّيت الظهر في دارى ثم رجعت الى الجمعة تقيّة » « 3 » .
و جمهور از ابن عباس روايت كردهاند كه « عول » را در ميراث باطل مىدانسته چون به او گفتند كه چرا در زمان عمر ابطال آن را مذكور نمىكردى ، او مىگفته : « كان رجلا مهيبا خفته » .
پس از اينها و امثال اينها ظاهر مىشود كه كتمان حق از خوف و تقيّه ، شعار سلف بود ، و از ابو دردا نقل كردهاند كه مىگفته ما به روى جمعى مىخنديم و دلهاى ما آنها را لعن مىكند « 4 » .
و روايت كردهاند از عايشه كه كسى « 5 » اذن طلبيد كه داخل شود بر رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - حضرت فرمودند : « ائذنوا له فبئس ابن العشيرة او قال اخ العشيرة فقلت يا
هامش
( 1 ) . نك : التفسير الكبير ج 8 / 14
( 2 ) . تاريخ الخلفاء / 248 - 249 .
( 3 ) . فتاوى قاضى خان ص 181 چاپ شده در حاشيهء كتاب الفتاوى الهنديّة في مذهب الامام الاعظم ابى حنيفة النعمان ، ج 1 .
( 4 ) . كلام ابى درداء و حديث عايشه را بخارى در باب المداراة مع الناس از صحيح خود نقل كرده است . منه رحمه اللّه .
( 5 ) . گويند آن مرد عيينة بن حصين خزارى از سران شرور عرب بوده است .